تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٨ - سوره غافر(٤٠) آيات ٨٠ تا ٨٥
نمود سقراط حكيم را گفتند كه چرا بشهر موسى مهاجرت نميكنى تا از او كسب علوم دينيه نمايى او گفت كه ما بحليه تهذيب اخلاق آراستهايم و بزيور صلاح نفس پيراسته محتاج تهذيب كسى نيستيم، و گويند مراد از علم علم وحى است و فرح بمعنى ضحك يعنى ايشان بر سبيل استهزاء مىخنديدند بآنچه نزد رسولان بود از علم وحى و بمعجزات نبويّة و احكام شرعيه تمسخر مينمودند و مؤيد قول اخير است اينكه وَ حاقَ بِهِمْ و فرود آمد و احاطه نمود بايشان ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ جزاى آنچه بودند كه بآن استهزا ميكردند و گويند كه فاعل فَرِحُوا انبياءاند و معنى آنست كه چون رسولان تمادى جهل كفار و سوء عاقبت ايشان را كه نزول عذاب است مشاهده كردند فرحان شدند به آنچه داده شده بود بايشان از معرفت و علم شريعت و بشكرگذارى آن اقدام نمودند و احاطه نمود به كفار جزاى جهل و استهزاء ايشان.
٨٤- فَلَمَّا رَأَوْا پس آن هنگام كه بديدند بَأْسَنا سختى عذاب ما را در دنيا ملجأ و مضطر گشتند قالُوا آمَنَّا گفتند ايمان آورديم و گرويديم بِاللَّهِ وَحْدَهُ به خداى در حالتى كه يگانه است و يكتا وَ كَفَرْنا و كافر شديم بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ به آنچه بوديم به آن شرك آرندگان از اصناف اوثان:
٨٥- فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ پس نبود كه سودى كند ايشان را إِيمانُهُمْ گرويدن ايشان لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا آن هنگام كه ديدند شدت عذاب ما را زيرا كه در وقت معاينه عذاب تكليف مرتفع است و صحت قبول ايمان فرع زمان تكليف پس در حين بأس ممتنع باشد قبول ايمان و لهذا ايثار فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ بر لم ينفعهم نموده كه مشعر است بر عدم صحت ايمان و امتناع قبول آن و مثل اينست ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ يعنى صحيح نيست كه خدا فرا گيرد فرزند را و بدانكه فَما أَغْنى نتيجه كانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ است و قوله فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ جارى مجراى بيان و تفسير فَما أَغْنى عَنْهُمْ از قبيل رزق زيد المال فمنع المعروف فلم يحسن الى الفقراء و قوله فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا تابع آيه فَلَمَّا جاءَتْهُمْ است و قوله فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ متفرع بر قول لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا و قوله سُنَّتَ اللَّهِ منصوبست بر مصدريت يعنى سنت نهاده است خداى تعالى عدم صحت قبول ايمان را در حين باس سنت نهادنى يعنى وضع كرده عادت و طريقه خود الَّتِي قَدْ خَلَتْ از طريقهاى كه گذاشته است فِي عِبادِهِ در ميان بندگان او از امم ماضيه، يعنى اين طريقه مستمره بود در جاحدان زمان پيش وَ خَسِرَ هُنالِكَ اسم مكان در اين مقام مستعار است از براى زمان يعنى زيانكار شدند در زمان رويت بأس الْكافِرُونَ ناگرويدگان بجهت عدم نفع ايمان در آن زمان.