تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٧ - سوره الدخان(٤٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
زقوم گداخته است. اصل كلام مضمون اين آيتست كه يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ و اضافه عذاب بحميم كه اضافه بيانيه است بر سبيل استعاره است بجهت مبالغه از قبيل أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً پس تعليق صب بعذاب مستعار له است تا در تصور اهول و اهيب نمايد و ذكر (من) بجهت دلالتست بر آنكه مصبوب بعضى است از اين نوع نه همه انواع آن و نيز بر سبيل هزل و تهكم بگويند مر آن اثيم را كه نزد قوم خود معزز و مكرم بوده كه.
٤٩- ذُقْ بچش و بكش اين عذاب را إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ بدرستى كه تو ارجمندى نزد قوم خود الْكَرِيمُ بزرگوار بزعم خود، مرويست كه ابو جهل لعين بحضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت كه (ما بين جبليها اعز و اكرام منى فما تسطيع انت و لا ربك ان تفعلا بى شيئا) نيست ميان اين دو كوه كه محيطند بمكه كسى كه ارجمندتر و بزرگوارتر از من باشد پس تو و خداى تو توانايى نداريد كه ضررى بمن رسانيد چون روز قيامت رسد حضرت عزت بر سبيل استهزاء و تهكم باو گويد كه اى عزيز و كريم بچش اين عذاب جحيم و عقاب اليم را.
٥٠-
إِنَّ هذا بدرستى كه اين عذاب ما كُنْتُمْ بِهِ آنست كه بوديد كه در دنيا بآن تَمْتَرُونَ شك مىآورديد و اكنون بمعاينه مشاهده آن نموديد، آن گه در صفت مطيعان مىفرمايد كه:
٥١- إِنَّ الْمُتَّقِينَ بدرستى كه پرهيزكاران فِي مَقامٍ أَمِينٍ در جايگاه ايمن باشند وصف مكان بامنيت بر سبيل استعاره است چه امين فى الحقيقة صفت مكين است نه مكان، يعنى متقيان ايمن باشند در آن مكان از آفت و محنت و بيم و انتقال و زوال، پس بر سبيل بدليت تفسير مقام امين مىكند و ميگويد كه:
٥٢- فِي جَنَّاتٍ در بوستانهايى باشند پر از اشجار وَ عُيُونٍ و چشمهاى جارى.
٥٣- يَلْبَسُونَ مىپوشند جامها را مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ از حرير نازك و ديباى سطبر تنك بافته و گويند سندس از براى لباس باشد و استبرق از براى افتراش، و زجاج گفته كه تسميه آن باستبرق بجهت شدت براقت و لمعان آنست و باى حال متقيان متمتع باشند باشجار و انهار و ملبس بالبسه فخار مُتَقابِلِينَ در حالتى كه در برابر يكديگر نشسته باشند تا بديدار يكديگر انس گيرند و گفتهاند كه متقابل يكديگر باشند بمحبت نه متدابر هم؛ بغضب، و در بعضى از تفاسير مذكور است كه اين مقابله روز مهمانى باشد در دار الجلال كه حق سبحانه همه مؤمنانرا بر سر يك خوان بنشاند بر وجهى كه همه روىهاى يكديگر را ببينند.