تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٩ - سوره الدخان(٤٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
كه كفار بر آن معذب ميشوند پس معتزله را نرسد كه استدلال كنند بر اين آيه بر امتناع خروج مؤمن فاسق از دوزخ بجهت عدم وقايه او از آن، و بدانكه چون حق سبحانه مثوبت حسنه را اضعافا مضاعفة باهل ايمان ميرساند چنان كه آيه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها مخبر است بر اين از اين جهت ميفرمايد كه باهل تقوى عطا كرده ميشود خلود جنت نعيم و نجات از عذاب جحيم.
٥٧- فَضْلًا مِنْ رَبِّكَ فضلى و عطائى كه حاصل شده از آفريدگار تو پس نصب فَضْلًا بر مصدريت باشد كه مؤكد نفس خود باشد چه جمله وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ كه پيش از او واقع است محتمل غير فضل نيست و ميتواند بود كه نصب آن بر عليت باشد يعنى حق سبحانه در حق مؤمنان اين احسان نمود بجهت تفضلى از جانب خود حاصل كه حق سبحانه و تعالى نعيم جنت با صفت خلود كه به متقيان عطا فرموده و ايشان را از عذاب جحيم نگاه داشته تفضلى است از جانب او سبحانه نسبت به ايشان. و بعضى گفتهاند كه اگر چه متقى مستحق جنت است ليكن تسميه آن بفضل باعتبار آنست كه سبب استحقاق كه اقتدار و تمكين طاعت است از فضل او است پس آن از قبيل تسميه مسبب باشد باسم سبب ذلِكَ آن حيات ابدى در جنان و صرف عذاب ابدى از نيران هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ آنست رستگارى بزرگ چه متضمن خلاصى است از جميع مكاره و فايز شدن بهمه مطالب.
٥٨- فَإِنَّما يَسَّرْناهُ پس جز اين نيست كه آسان گردانيديم قرآن را باين وجه كه انزال آن نموديم بِلِسانِكَ بلغت تو لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ تا شايد كه قوم تو متذكر شوند و از روى سهولت بمعانى آن رسيده از آن پند گيرند، اين فذلكه كتابى است كه بعضى از صفات آن در ابتداى اين سوره معلوم شد، يعنى مردمان را پند ده بكتابى كه هويدا و ظاهر است معانى آن پس جز اين نيست كه آسان ساختهايم آن را تا بآن پندپذير شوند و چون كفار با وجود سهولت اخذ معانى از آن متذكر و متعظ نميشوند ٥٩- فَارْتَقِبْ پس منتظر باش آنچه بر ايشان فرود آيد إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ بدرستى كه ايشان نيز انتظار كشندهاند تا چه چيز بتو حلول كند و بلا شبهه آنچه بتو خواهد رسيد نصرت الهى خواهد بود كه مستتبع عاقبت احسان است و آنچه بر ايشان فرود آيد عذاب نامتناهى كه لازم عاقبت اسائت است.