تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٩ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٤٠ تا ٥٣
مثل اختصام كه بمعنى تخاصم است يعنى هر گاه ستمى از اعداء بايشان رسد يكديگر را نصرت ميدهند در انتقام و از عطا منقولست كه مراد به اين جماعت مؤمنانى بودند كه كفار ايشان را از مكه اخراج كرده بودند پس حق سبحانه تمكين ايشان داد بر آنها تا انتقام خود از آنها كشيدند، و بعضى گويند كه مؤمنان بر دو صنفاند صنفى شيمه ايشان عفو است آيه وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ در حق ايشانست و صنفى روشن ايشان انتصار است و اين آيه در شأن ايشانست
پس حق سبحانه حد انتصار را بيان ميكند بر اين وجه كه:
٤٠- وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ و پاداش كردار بد سَيِّئَةٌ مِثْلُها كرداريست مثل آن بدون زياده، خواه قصاص جراحات باشد يا قول قبيح و تسميه جزاء بسيّئه بر سبيل ازدواجست از قبيل فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ و يا باعتبار سوءت مسيء از جزاى سيئه فَمَنْ عَفا پس هر كه درگذرد از ستمكار خود كه از اهل ايمان باشد و ترك انتقام نمايد از او وَ أَصْلَحَ و باصلاح آورد ميان خود و ميان عدوى خود فَأَجْرُهُ پس مزد او فرداى قيامت عَلَى اللَّهِ بر خدايست، وعده مبهمه دالست بر عظم موعود و شرف آن، در تبيان از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه چون روز قيامت باشند منادى ندا كند كه هر كه او را بر خداى اجرى است برخيزد و اجر خود را از او بستاند پس جماعتى برخيزند و ملايكه بايشان گويند كه شما را بر خدا چه اجر است ايشان گويند
نحن الذين عفونا عمن من ظلمنا
ما جماعتىايم كه عفو كرديم از كسانى كه ظلم كردند بما پس بايشان گويند كه
ادخلوا الجنة بغير حساب
در بهشت داخل شويد بدون حساب اعمال إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ بدرستى كه خداى دوست نميدارد ستمكاران را يعنى كسانى كه ابتدا كنند بستم و در انتقام از حد درگذرند اين كلام دالست بر آنكه انتصار مأمون نيست از تجاوز سويه و اعتداء خصوصا در حال غضب و التهاب حميت چه مجازى گاه هست كه بسبب كثرت غضب شعور نميدارد بسويه و زياده از آن انتقام ميكشد.
٤١- وَ لَمَنِ انْتَصَرَ و هر آينه هر كه كينه كشد از ستمكار بَعْدَ ظُلْمِهِ پس از ستم كردن ايشان بان منتصر اين اضافه صفت است بمفعول و قوله فَأُولئِكَ اشارتست بمعنى لَمَنِ نه لفظ آن، يعنى كسانى كه منتصر باشند پس از ظلم كردن ظالم بايشان پس آن گروه ما عَلَيْهِمْ نيست بر ايشان مِنْ سَبِيلٍ هيچ راهى بمعاتبت و معاقبت يا ايشان را گناهى نيست در انتصار.
٤٢- إِنَّمَا السَّبِيلُ جز اين نيست كه راه عتاب و عقاب عَلَى الَّذِينَ بر كسانى است كه يَظْلِمُونَ النَّاسَ ستم كنند بر مردمان ابتداء وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ و افزونى جويند در زمين و از حد بيرون روند بِغَيْرِ الْحَقِ بدون حقيتى و حجتى بلكه بجهت تكبر و فساد أُولئِكَ آن