تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٥ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
٢٤- فَلَمَّا رَأَوْهُ پس آن هنگام كه ديدند آن چيزى را كه موعود شده بودند از عذاب عارِضاً در حالتى كه ابرى بود پهن شده در افق آسمان، و احتمال دارد كه ضمير راجع بِما تَعِدُنا نباشد بلكه مبهم باشد و مفسر باشد بقوله عارِضاً كه منصوبست بر تميز يعنى چون بديدند سحاب عريض مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ كه روى آورنده بود بواديهاى ايشان قالُوا گفتند از روى استبشار و بجهت هذا عارِضٌ اين ابريست پهن مُمْطِرُنا كه باران دهنده است ما را اضافه اول و ثانى اضافه لفظيه است كه در تقدير انفصال است و لهذا صفت نكره واقع شده، حاصل كه چون هود عليه السّلام آن را مشاهده كرد فرمود كه اين نه ابر باران دهنده است بَلْ هُوَ بلكه آن مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ آن چيزيست كه تعجيل ميكرديد بآن از وقوع عذاب و نزول عقاب پس تفسير آن ميكند به اينكه رِيحٌ بادى كه آن باد دبور است فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ در اوست عذاب دردناك.
٢٥- تُدَمِّرُ هلاك كند و نابود سازد آن باد از غايت شدت و سطوت كُلَّ شَيْءٍ هر چيزى را كه هست از انفس و انعام و اموال شما بِأَمْرِ رَبِّها بفرمان پروردگار خود، اضافه رب بريح دالست بر آنكه رياح و تصريف اعنّه آن از آن چيزيست كه شاهد است بر عظم قدرت او چه آن از اعاجيب خلق او است و از اكابر جنود او، و ذكر امر كه مشعر است بر مأموريت ريح از جانب او مقوى قول مذكور است كه، و بدانكه ميتواند بود كه رِيحٌ فِيها- تا آخر قول حق سبحانه و تعالى باشد كه پيغمبر خود را خبر داده باشد، نه مقول هود يعنى آن بادى بود كه متضمن عذاب اليم بود و چون بر ايشان نازل شد انفس و اموال و مواشى ايشان را مستأصل ساخت؛ از عمرو بن ميمون مرويست كه آن باد خيمها و شتران با هودجها ببالاى هوا ميبرد تا آنكه مانند ملخ پران مينمود، و در روايت آمده كه اول كسى كه آن عذاب را مشاهده نمود زنى بود از ايشان و بعد از معاينه آن به ايشان گفت بادى را مىبينم كه در او شعلههاى آتش است و هود عليه السّلام مؤمنان را از ميان ايشان بيرون ميآورد و بحظيرهاى ميبرد و آن باد چون ايشان گذر ميكرد مروح روح و ملين جلود ايشان بود و سبب انتعاش و التذاذ انفس ايشان، و در خبر است كه چون عاديان ديدند كه باد مردمان و مواشى ايشان را در صحرا پران ميسازد و در ميان آسمان و زمين بطيران در ميآورد همه بخانههاى خود رفتند و درها را بستند باد متوجه آن خانهها شده درها و بناهاى ايشان را از جاى بركند و هفت شب و روز پشتهاى ريگ احقاف را بر ايشان ميريخت تا همه در زير آن پنهان شده هلاك شدند بعد از آن ريگها را از ايشان دور كرد و اجساد ايشان را بدريا افكند، و بعضى گويند كه باد اجساد ايشان را از زير ريك بيرون آورده بر كوه و بر سنگ ميزد تا پاره