تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٤ - سوره غافر(٤٠) آيات ٥٠ تا ٥٩
و ملائكه و مؤمنان، و نزد مجاهد حفظهاند گواهى دهند از براى رسولان بتبليغ و بر كفار بتكذيب، و بعضى گفتهاند كه اشهاد انبياء عليهم السلام باشند نه غير ايشان كه اداى شهادت نمايند از براى اطاعت مؤمنان و بر كفر مشركان، و گويند مراد امت سيد انبياء صلى اللَّه عليه و آله و سلماند كه بر عناد و انكار اهل شرك و كفر گواهى دهند كقوله تعالى لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ پس بر سبيل بدليت از احوال اينروز خبر ميدهد:
٥٢- يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ روزى كه سود ندهد ستمكاران را مَعْذِرَتُهُمْ عذر آوردن ايشان چه عذر باطل بحيّز قبول نميرسد وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ و مر ايشانراست لعنت كه آن دوريست از رحمت و مستلزم دوام عقوبت وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ و مر ايشانراست سراى بد يعنى جهنم كه ابعد دركه است، و بعد از اجمال نصرت بيان نصرت موسى و قوم او ميفرمايد كه:
٥٣- وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى و بدرستى كه داديم موسى بن عمران را الْهُدى راه نمودن بآنچه بدان راه يافته شوند در دين از معجزات و تورية و احكام شرايع وَ أَوْرَثْنا و بميراث داديم از پس موسى بَنِي إِسْرائِيلَ فرزندان يعقوب را كه از توابع موسى بودند يعنى باقى گذاشتيم در ميان ايشان الْكِتابَ تورية را كه جامع ادله واضحه بود بر وحدت و معرفت صفات حضرت عزت و مشتمل بر احكام شريعت ٥٤- هُدىً بجهت راه حق نمودن وَ ذِكْرى و پند دادن لِأُولِي الْأَلْبابِ مر خداوندان عقول خالصه را چه ايشان بآن منتفع ميگشتند و غير ايشان از آن متّعظ نميشدند و ميتواند بود كه هُدىً و ذِكْرى منصوب باشند بر حاليت يعنى در حالتى كه راه نماينده بود و پند دهنده يا بر مصدريت يعنى راه مينمود و پند ميداد راه نمودنى و پند دادنى، يا آنكه مرفوع المحل باشد به اينكه خبر مبتداى محذوف باشد يعنى كتاب تورية هادى و مذكر ارباب عقول سليمه بود و چون نصرت متفرع است بر تحمل اذيت و تجرع غصه و مقاسات بليّه از اينجهت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم را خطاب ميكند كه:
٥٥- فَاصْبِرْ پس صبر كن بر آزار كفار قريش هم چنان كه موسى بر ايذاء و آزار فرعون شكيبايى نمود إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ بدرستى كه وعده خدا بنصرت پيغمبران و اهلاك دشمنان حَقٌ درست و راستست و تخلف از آن ممكن نه و بقضيه موسى عليه السّلام و فرعون استشهاد اين معنى نماى وَ اسْتَغْفِرْ و طلب آمرزش كن از خداى خود لِذَنْبِكَ براى تدارك آنچه واقع شده باشد از تو ترك مندوب و بدانكه جماعتى كه تجويز صغاير ميكنند بر انبيا ذنب را در اين آيه بر صغيره تنزيل مينمايد و چون باجماع ائمه صادقين عليهم السلام عصمت لازمه انبياء است و آن مستلزم عدم صدور مطلق ذنب است از ايشان پس امر باستغفار آن حضرت يا محمولست بر ترك اولى و يا محض تعبد تا