تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٠ - سوره غافر(٤٠) آيات ١ تا ٩
داد و هشتاد هزار سال راه بپريد آخر از پريدن سست شد بار ديگر توفيق طلبيده و هشتاد هزار سال بپريد تا هشتاد هزار بار سست شد و باز از خدا امداد طلبيد از جانب حضرت عزت بوى خطاب رسيد كه اى خرقائيل اگر تا انقراض عالم پرواز كنى هنوز از يك قائمه عرش نپريده باشى آن فرشته گفت
سبحان ربى الاعلى و بحمده
حقتعالى امتان مرا امر كرده كه در سجود اين تسبيح بگويند تا ثواب خرقائيل ايشان را باشد و عظمت حمله عرش بر وجهى است كه از دوش تا گوش هر يك از ايشان هفتاد هزار ساله راه است، و از امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه هيچ چيز از عرش خايفتر و خاشعتر نيست در جمله كلمات او اينست كه
اعوذ باللّه من غضب اللَّه، اعوذ باللّه من سخط اللَّه، اعوذ باللّه من نقمة اللَّه.
آوردهاند كه چون حق سبحانه عرش را بيافريد بخاطر فرشتگان گذشت كه آيا از عرش چيزى بزرگتر باشد حق سبحانه مارى را بيافريد تا عرش را بگرد دم خود در آورد و هنوز از عرش چهار دانك او زياد آمد و او هفتاد هزار بال دارد و هفتاد هزار روى و در هر رويى هفتاد هزار دهان و هر دهانى هفتاد هزار زبان و در هر زبانى هفتاد هزار لغت تسبيح خدا ميكند و ثواب آن را بشيعيان آل محمّد مىدهد، و بدانكه تسبيح و تحميد ملائكه اگر چه متضمن ايمان ايشانست بوحدانيت او سبحانه لكن ذكر آن بعد از تسبيح و تحميد ايشان بجهت فضل و شرف ايمانست و ترغيب مردمان بآن هم چنان كه وصف انبياء بصلاحيت بجهت ترغيب امتانست و يا بجهت آنكه تنبيه است بر بطلان قول مجسمه زيرا كه اگر او سبحانه مشاهد حمله عرش و كروبيان ميبود مىبايد كه متصف بايمان نمىشدندى چه ايمان اعتقاد است بامرى كه غايب باشد نه مشاهد، چون بر سبيل مدحت موصوف بايمان شدهاند معلوم ميشود كه ايشان با جميع مكلفان يكسانند در آنكه ايمان همه بطريق نظر و استدلال است نه غير آن و طريق معرفت همه ايشان منحصر است در آن، و بدانكه چون تشارك ايمان سبب نصح و شفقت است و اگر چه بين مشاركين تباين جنسى باشد چه مشاركت ايمان اقواى مناسباتست كما قال عز و جل إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ از اينجهت حمله عرش و سكنه آن بعد از تسبيح و تحميد پروردگار خود حسن عواقب مؤمنان را از او سبحانه استدعا ميكنند وَ يَسْتَغْفِرُونَ و طلب آمرزش ميكنند از او لِلَّذِينَ آمَنُوا براى آنان كه ايمان آوردهاند و تصديق نمودهاند، و استغفار ايشان باين طريق است كه از روى نياز مىگويند رَبَّنا اى پروردگار ما وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ فرا رسيدهاى بهمه چيزى رَحْمَةً وَ عِلْماً از روى بخشش و دانش، ظاهر كلام مقتضى آنست كه باين طريق باشد كه وسع كل شىء رحمتك و علمك زيرا كه ذات او سبحانه منزه است از مكانى كه لازم وسعت است ليكن اسناد فعل بصاحب علم و رحمت و ايراد اين هر دو صفت بر