تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٤ - سوره فصلت(٤١) آيات ٤٠ تا ٤٩
گروند باين كتاب فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ در گوشهاى ايشان گرانيست يعنى تصامم ميكنند و بگوش هوش نميشنوند وَ هُوَ و آن كتاب عَلَيْهِمْ عَمًى بر ايشان پوشيده است يعنى از ديدن آيات آن تصامى مينمايند، مراد آنست كه ايشان چون از آيات باهره و حجج ظاهره آن منتفع نميشوند پس گوئيا وقر و عمى مانع شنيدن و ديدن ايشانست از آن، و بدانكه وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ مرفوع المحل است بر تقرير و الذين لا يؤمنون هو فى آذانهم وقر چنان كه باين مفسر شد يا آنكه بر اين تقدير باشد كه فى آذانهم منه وقر يعنى در آذان ايشان از شنيدن قرآن گرانى است و وجه اول اوليست بجهت تناسب آن بقوله و هو عليهم عمى و ميتواند بود كه مجرور المحل باشد معطوف بر مدخول لام لِلَّذِينَ آمَنُوا از قبيل عطف بر دو معمول دو عامل مختلف و جواز اين وجه بنا بر مذهب اخفش است، پس معنى آنست كه قرآن مر كسانى را كه ايمان نياوردهاند در گوشهاى ايشان گرانست أُولئِكَ آن گروه كه از شنيدن قرآن و ديدن حقيت آن كور و كرند يُنادَوْنَ ندا كرده ميشوند مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ از جانب دور يعنى مثل ايشان در بعد افهام و شدت اعراض از قرآن مانند مثل كسيست كه او را از مسافت دور و دراز خوانند و او نه آواز خواننده را ميشنود و نه او را مىبيند، مراد آنست كه هم چنان كه از نداى منادى از مكان بعيد نفعى به اين كس نميرسد هم چنين خواندن قرآن بر كافران فايده نميدهد، پس بجهت تسليت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم از جحود كفار ميفرمايد كه:
٤٥- وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ و بتحقيق كه داديم موسى را كتاب تورية فَاخْتُلِفَ فِيهِ پس اختلاف كرده شد در آن يعنى امتان او بعضى او را باور داشتند و جمعى تكذيب او كردند هم چنان كه قوم تو كه در قرآن اختلاف نموده برخى تصديق كردند و گروهى راه تكذيب پيمودند وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ و اگر نه كلمهاى بودى كه پيشى گرفته است مِنْ رَبِّكَ از پروردگار تو در تاخير عذاب از قوم تو يعنى قول وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ در وعده قيامت و حصول خصومت در آن كما قال بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هر آينه حكم كرده شدى ميان ايشان بعذاب استيصال در دنيا وَ إِنَّهُمْ و بدرستى كه مشركان عرب لَفِي شَكٍ هر آينه در گمانند مِنْهُ از قرآن مُرِيبٍ گمانى كه موقع ريبت است و آن اقطع است از شك يعنى ظن غالب ايشان آنست كه قرآن كذبست پس بر سبيل احتجاج بر اهل جحود مىفرمايد كه:
٤٦- مَنْ عَمِلَ هر كه بكند صالِحاً كردارى شايسته از طاعت و عبادت فَلِنَفْسِه