تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٦ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
بود كه چون يكديگر را ديدندى سلام كردندى و بمصافحه و معانقه يكديگر مشغول شدندى، و شبههاى نيست در آنكه لازم جميع اهل ايمانست كه در هر عصرى از اعصار كه باشند با غير ملت خود متشدد و متغلظ باشند و متعرض انواع ايذاء و آزار [١] و اذيت و با اهل مذهب خود متعطف و متحامى ببر و صله و امداد و معونت و كف اذيت و اخلاق سجيه و شيم لينه بعد از آن از كثرت صلوة اهل ايمان و مداومت ايشان بر آن اخبار ميفرمايد به اين وجه كه تَراهُمْ مىبينى اى بيننده ايشان را رُكَّعاً ركوع كنندگان سُجَّداً سجده نمايندگان بجهت اشتغال ايشان بصلاة در اكثر اوقات، و اينكه بعضى از اهل سنت گفتهاند كه مراد از الَّذِينَ مَعَهُ ابو بكر است و أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ عمر است رُحَماءُ بَيْنَهُمْ مراد عثمان است و تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً حضرت امير المؤمنين عليه السّلام قوليست ضعيف و خارج از نظم كلام زيرا كه وَ الَّذِينَ مَعَهُ يا مبتداست يا معطوف بر مبتدا و أَشِدَّاءُ خبر آن و آنچه بعد از آنست خبر بعد از خبر پس معنى چنين ميشود كه ابو بكر عمر است و عثمان و على و بنا بر ثانى معنى اينكه محمد و ابو بكر عمر است و عثمان و على اين كلاميست غير معقول و ديگر اينكه بنا بر اينقول مناسب و او عطف است چنانچه بديهت عقل حاكم است بر آن و اگر آيه را مخصوص دارند بحضرت امير المؤمنين اولى و اليق خواهد بود بجهت عدم خروج كلام از نظم خود و وجود جميع صفات مذكوره در ذات آن حضرت باتفاق جميع امت و مؤيد اينست اينكه در اخبار واقع شده كه آيه أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ و آيه يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ در شأن عاليشان حضرت شاه اولياء على مرتضى است سلام اللَّه عليه، و بدانكه قوله يَبْتَغُونَ يا منصوب المحل است تا آنكه مفعول «ترى» باشد و يا جمله حاليه از ضمير تَراهُمْ يعنى مىبينى مؤمنانرا كه ميطلبند فَضْلًا مِنَ اللَّهِ افزونى مرتبه و زيادتى مثوبت از حضرت عزت، و بر تقدير حاليه معنى آنست كه مىبينى ايشان را ركوع و سجود كنندگانند در حالتى كه ميجويند مزيت ثواب را از او سبحانه وَ رِضْواناً و خوشنودى او را در جميع حالات مراد آنست كه اطاعت ايشان از براى قربست و رضاى حضرت عزت بدون شايبه ريا و عجب و سمعه سِيماهُمْ علامت ايشان فِي وُجُوهِهِمْ كه در رويهاى ايشانست يعنى علامت در پيشانى ايشان ظاهر و هويدا است مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ از نشانه سجده كردن، يعنى از نشانهاى كه سجود مؤثر آنست و اين مستلزم كثرت سجده است و اينكه على بن الحسين زين العابدين عليهما السلام بذو الثفنات مشهور گشته بجهت همين است زيرا كه بجهت كثرت سجود در جبهه مبارك او مثل ثفنات
[١] يعنى نسبت بكفارى كه انواع ايذاء و آزارشان بمسلمين ميرسد و انديشه محاربه و مقاتله با آنان دارند و اما كفارى كه چنين نيستند پس در سوره ممتحنه آيه ٧ مؤمنان را به بر و نيكى و قسط با اينان تحريص فرموده است لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ الاية