تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٧ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
بعير پيدا شده بود و لهذا آن حضرت بسجاد نيز معروف شده، و بدانكه بر تقدير صحت روايتى كه از ابن عمر نقل كردهاند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مردى را ديد كه اثر سجده بر جبهه او بود فرمود كه
ان صورة وجهك انفك فلا نغلب وجهك ولاتش صورتك
صورت روى ترا بزرگ و با مقدار دارد پس بايد كه روى تو نشانه نداشته باشد و صورت تو لاغر و بيطراوت نباشد، محمول است بر آنكه آن شخص منافق بوده و بقصد رياء و سمعه روى خود را بر زمين ماليده تا اين علامت در او پيدا شده، و از ابن عباس منقولست كه مراد از سيماى وجه نورى باشد كه در قيامت در جبين ايشان لايح گردد و باين علامت بدانند كه او اهل سجود است عطاء بن رباح گفته كه مراد آنست كه رويهاى ايشان در قيامت سفيد و درخشان باشد، و از شهر بن حوشب نقل كردهاند كه محل سجده اهل ايمان در عرصات چون ماه شب چهارده تابان باشد؛ و از عكرمه و سعيد جبير و ابو العاليه مرويست كه اثر سجده خاكيست كه بر- پيشانى ايشان باشد بجهت سجده كردن بر تراب نه بر رخوت و اثواب، و ضحاك گفته كه اثر سجود صفرت و تحول وجه است از خشيت خدا و حسن نقل كرده كه معنى آنست كه از كثرت سجود و بسيارى طاعت ايشان هر گاه كه ايشان را ببينى گمان برى كه بيمارند و حال آنكه بيمار نباشند، و از سفيان ثورى مروى است كه مراد نماز شب است چه كثرت نماز شب مثمر نوريست كه در روز بر روى لايح گردد كما
قال صلى اللَّه عليه و آله و سلّم من كثر صلوته بالليل حسن وجهه بالنهار
و در بعضى اخبار آمده كه خداى تعالى در روز قيامت با دوزخ گويد كه
يا نارا نضجى يا نارا حرقى و اما موضع السجود فلا تقربى
اى آتش پخته ساز و اى آتش بسوزان هر جا كه خواهى اما نزديك موضع سجده مشو عطاى خراسانى روايت كرده كه هر كه نماز يوميه را بپاى دارد داخل است در آيه سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ اين وصف عجيب ايشان كه مذكور شد مَثَلُهُمْ صفت ايشانست فِي التَّوْراةِ [١] در كتاب موسى وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ و صفت ايشانست در كتاب عيسى يعنى مؤمنان در اين دو كتاب باين صفت عجيبه مذكورند و باين نعوت غريبه مسطور [٢] و تكرار مَثَلُهُمْ و عدم اكتفاء بواو عطف بجهت تقرير و تأكيد است و قوله كَزَرْعٍ تمثيلى است مستأنف از براى اهل ايمان يعنى
[١] تكرار مثلهم يا بجهت تقرير و تأكيد است كه كلمه ذلِكَ مبتدا و لفظ مثلهم في التورية و هم و مثلهم فى الانجيل خبر باشند از براى ذلِكَ و بنا بر اين جمله كَزَرْعٍ الخ تمثيليست مستأنف و خبر است از براى مبتداى محذوف (اى هم كزرع الخ) و يا آنكه مثلهم اول را خبر ذلك و مثلهم دوم را مبتدا و خبرش را كزرع بگيريم و بنا بر اين معنى چنين است اينها كه ذكر شد وصف .. ايشانست در تورية و وصف آنان در انجيل مانند مزروعيست كه اخرج شطأه ... و پوشيده نماند كه در قرآن كريم هر جا كه لفظ تورية آمده مراد همان كتابيست كه براى حضرت موسى عليه السّلام نازل گرديد نه همه كتب مقدسه يهود پس وجهى براى تطبيق اين مثل و نعوت مذكوره به عبارتى كه دانشمند معاصر از باب ٤٢ كتاب اشعيا نقل كرده علاوه بر تغاير مفهومى كه بين اين دو موجود است نخواهد بود.
[٢] اين مثل در انجيل مرقس باب ٤- از آيه ٢٦ مذكور است.