تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٢ - سوره فصلت(٤١) آيات ٢٠ تا ٢٩
ايجاد كلام كند در ايشان مثل ايجاد كلام در درخت، سوم آنكه ظاهر سازد بر آنها علاماتى كه دلالت كند بر آنچه كسب كردهاند بآنها پس بلسان حال ناطق شوند:
٢١- وَ قالُوا و گويند كافران بر سبيل توبيخ يا از روى تعجب لِجُلُودِهِمْ مر اعضاى خود را كه گواهى بر ايشان داده باشند لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا از براى چه گواهى داديد بر ما و حال آنكه ما در دنيا آفات را از شما دفع ميكرديم و الحال درصدد آن بوديم كه عذاب را از شما بازداريم قالُوا گويند اعضاى ايشان كه ما را عتاب مكنيد و ملامت منمائيد كه ما باختيار خود ناطق نشديم بلكه أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي بسخن آورد ما را آن خدايى كه بقدرت كامله أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ بسخن آورد هر چيزى را كه از شأن او تكلم باشد [١] وَ هُوَ خَلَقَكُمْ و او بيافريد شما را أَوَّلَ مَرَّةٍ از نخستين بار و از كتم عدم به صحراى وجود آورد وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ و بسوى او بازگرديده شدهايد براى جزاء. يعنى از قدرت خداى كه قادر است بر انطاق مردمان و بر خلق شما در اول بار و بر اعاده و ارجاع شما بسوى جزاء غريب و عجيب نيست كه ما را بنطق در آورد و ميتواند بود كه وَ هُوَ خَلَقَكُمْ كلامى مستأنف باشد و مجانس قوله تعالى:
٢٢- وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ يعنى در آن روز حق سبحانه امر نمايد بملائكه تا بايشان گويند بر سبيل الزام كه خداى تعالى مبدى و معيد شما است و نبوديد شما كه پوشيده شويد و مخفى نمائيد أَنْ يَشْهَدَ از آنكه گواهى دهد عَلَيْكُمْ بر اعمال و افعال شما سَمْعُكُمْ گوشهاى شما وَ لا أَبْصارُكُمْ و نه ديدهاى شما وَ لا جُلُودُكُمْ و نه اعضاى شما و اين كلام بجهت اين گويند كه كفار در دنيا نزد ارتكاب فواحش از مردمان مستتر مىشدند و در پس حجب و حيطان ميگريختند بجهت مخافت فضاحت و گمان نميبردند كه اعضاى ايشان بر ايشان گواهى دهند به آنچه پنهان كرده باشند حق سبحانه در آن روز فرمايد كه شما در دنيا نميتوانستيد كه پوشيده شويد از گوش و چشم و اعضايى كه بر شما گواهى دهند و شما را بكلام فصيح فضيح و رسوا سازند و در كشاف و انوار التنزيل مذكور است كه معنى آيه بر اين نهج است كه شما مستتر مىشديد از مردمان نزد ارتكاب معاصى و قبايح اما از شهادت اعضاء مستتر نمىشدند يعنى گمان حق نميبرديد كه اعضاى شما بر شما در اين روز گواهى دهند زيرا كه جاحد بعث و جزاء بوديد وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ و ليكن گمان داشتيد أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كه خداى تعالى نداند كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ بسيارى
[١] در نظر جمعى از محققين عموم أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ حقيقيست نه اضافى زيرا كه سر حيات و شعور و نطق در تمام كائنات سارى و جاريست و بالخصوص در عالم آخرت كه فرمود: وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ و مولوى نيز اشاره بدين مطلب نموده گويد:
|
نطق آب و نطق خاك و نطق گل |
هست محسوس حواس اهل دل |
|