تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١١ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١٠ تا ١٩
و متابعت اهواى باطله ايشان مكن.
وَ قُلْ آمَنْتُ و بگو گرويدهام بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بآن چيزى كه فرو فرستاده است خداى مِنْ كِتابٍ از جنس كتاب يعنى بكتابى كه بر من و بر انبياى سابق نازل گشته ايمان آوردهام مراد آنست كه بكفار بگو كه من بجميع كتب آسمانى كه بر من و بر انبياى سابق نازل گشته تصديق نمودهام بخلاف شما كه ببعضى ايمان آوردهايد و ببعضى كافر گشتهايد كما قال وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ و چون مضامين جميع كتب منزله امر است بتوحيد و اخلاص و تبرّى از اشراك پس چگونه آن را بگذارم و تابع شما شوم وَ أُمِرْتُ و ديگر امر كرده شدهام يعنى مرا فرمودهاند لِأَعْدِلَ بآنكه عدل كنم و طريق سويت مرعى دارم بَيْنَكُمُ ميان شما يعنى جميع اشراف و اراذل را بدين توحيد خوانم و اصلا از تبليغ دعوت و اداى احكام شريعت انحراف نورزم، كلام اول اشارتست بكمال قوه نظريه و اين كلام ايماء است بكمال قوه عمليه، و نيز بگو بكفار كه شما معترفيد به اينكه اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ خداى آفريدگار ما و آفريدگار شماست لَنا أَعْمالُنا ما راست جزاى كردارهاى ما وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ و مر شما راست پاداش عملهاى شما لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ هيچ خصومتى نيست ميان ما و ميان شما، تسميه خصومت بحجت باعتبار احتجاج احد خصمين است بر ديگرى مراد آنست كه بجهت ظهور حق احتجاج و خصومت را مجال نماند پس اگر كسى بخلاف و اختلاف ميل نمايد بر سبيل عناد و مكابره خواهد بود، آن گه بجهت تهديد كفار ميفرمايد كه بگو بايشان اللَّهُ يَجْمَعُ خداى جمع كند بَيْنَنا ميان ما در روز قيامت و انتقام ما از شما بكشد وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ و بسوى او است بازگشت همه، اهل حق را بدرجات رضوان رساند و اهل باطل را بدركات نيران، اين آيه دالست بر مهاجرت و متاركت كفار در مواقف مقاوله بعد از ظهور حق و قيام الزام حجت نه متاركه ميان ايشان در مواقف محاربه پس به آيت القتال منسوخ نباشد، و بعد از ذكر ظهور حجت و انقطاع محاجت بيان حال اهل حجت باطله مى كند و مىگويد:
١٦- وَ الَّذِينَ يُحَاجُّونَ و آنان كه مخاصمت ميكنند از كفار و مجادله ميورزند با پيغمبر و ساير مسلمانان فِي اللَّهِ در دين خدا مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ از پس آنكه اجابت كرده شده باشند يعنى ايشان اجابت كرده باشند اللَّهِ مر قول خداى را در روز ميثاق و بر ربوبيت او اذعان نموده، و گويند كه مراد يهود و نصارايند كه بعد از استماع نعوت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در تورية بوى ايمان آوردند و چون مبعوث گشت بجهت حقد و حسد بوى نگرويدند و در مقام مجادله و خصومت درآمدند با آنكه نعوت معهوده را در او مشاهده ميكردند و معجزات باهره داله بر صحت