تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٣ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ١٠ تا ١٩
است مگر عبد اللَّه بن سلام و در حق او نازل شده آيه وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ و از مسروق منقول است كه اين شاهد نه ابن سلام است و نه غير او از علماى بنى اسرائيل زيرا كه ابن سلام در مدينه بود و حم در مكه فرود آمد بلكه آيه در محاجه ايست كه ميان رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و قريش واقع شده بود و مراد بشاهد موسى كليم است كه بر مثل قرآن يعنى قرآن توراة گواهى داده، پس معنى آنست كه اگر قرآن از نزد خداى تعالى بود و شما بدان نگرويده باشيد و موسى عليه السّلام گواهى داده باشد بر توراة كه مشتمل بر بعث منست و صدق نبوت و كتاب من و بر اين مضمون ايمان آورده و شما سركشى كنيد و بدان نگرويد نه شما بجهت اين ستمكار باشيد بر نفسهاى خود، در كشاف آورده كه چون جهينه و مزينه و اسلم و غفار كه از قبايل عرباند اسلام آوردند بنو عامر و غطفان و اسد و اشجع گفتند كه اگر در اسلام خيرى بودى ايشان بر ما در اسلام سبقت نكردندى بلكه ما پيش از ايشان قبول اسلام ميكرديم حقتعالى آيه فرستاد كه:
١١- وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گفتند آنان كه كافر شدند از بنو عامر و امثال ايشان لِلَّذِينَ آمَنُوا براى آنان كه ايمان آوردند از جهينه و احزاب يعنى در حق ايشان گفتند لَوْ كانَ خَيْراً اگر بودى ايمان بهتر از كيش ما در نفع آجل و عاجل ما سَبَقُونا پيشى نگرفتندى بر ما و مسارعت نكردندى جهينه و اتباع ايشان كه اراذل قبايلند و رعات و موالى ما إِلَيْهِ بسوى ايمان بلكه ما در آن سابق بوديم چه رتبه ما از ايشان پيشتر است و بزرگى و شهرت ما بيشتر [١] و در اكثر تفاسير مذكور است كه اين آيه درباره يهودان نازل شد بعد از اسلام ابن سلام و اصحاب او، پس معنى اينست كه رؤساى يهود گفتند كه اگر آنچه محمّد آورده نيكوتر و بهتر بودى از كيش ما پيشى نگرفتندى غير ما بر ما چه ما از بزرگان قوميم و از رؤساى ايشان، و نزد بعضى آيه در شأن عامه اهل شركست كه در حق فقراى اصحاب چون عمار و صهيب و ابن مسعود و غيرهم ميگفتند كه اگر خيرى در ايمان بودى اين گدايان بر ما سبقت نكردندى در آن بلكه ما كه اشرف عربيم بر ايشان سبقت مىنموديم وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا و چون راه راست نيافتند مشركان يا يهودان بِهِ بقرآن يا بجميع آنچه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم آورده فَسَيَقُولُونَ پس زود باشد كه گويند هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ اين دروغ كهنه است يعنى پيشينيان نيز مثل اين افتراء كردهاند و مانند اين دروغ گفته و نظير اينست آيه إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ و بدانكه متعلق ظرف زمان محذوف است، و تقدير كلام اينكه و
[١] اين آيه شريفه خواه درباره يهود نازل شده باشد و خواه در شأن اشراف مشركين، گفتاريست كه ناشى از كبر و بلندپروازى و غرور و خودپسندى و خود نمائيست كه در مغز اغلب اشراف و توانگران و ثروتمندان و ارباب دولت و رياست جاى گرفته و از اينرو زيردستان و بىنوايان را فاقد همه كمالات و خيرات دانسته و از فهم و خردمندى عارى و بارى ميشمارند و خويشتن را شايسته هر نيكى و كمالى ميدانند و مناط دانايى و بينايى و نيكبختى را مال و منال و تعينات دنيا مىپندارند.