تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٠ - سوره غافر(٤٠) آيات ٦٠ تا ٦٩
يكديگر باشد ببهشت برند و درجه يكى را بلندتر از درجه ديگرى گردانند او گويد كه بار خدايا بچه سبب اين مرد بر من مزيت پيدا كرده و حال آنكه عمل ما مساوى هم بوده؟ خطاب آيد كه او دعا ميكرد و حوائج و مقاصد خود را از من سؤال ميكرد و تو دعا نميكردى و از من طلب چيزى نمينمودى و چون كيفيت دعا و شرايط اجابت آن و ذكر احاديث مرغبه بر وجهى اكمل و قسطى اشمل در آيه كريمه وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ سمت تحرير يافته از اينجهت در اينمقام بهمين قدر اختصار رفت، و بعد از امر عباد بعبادت و دعا بيان وحدت و تعداد نعمت ميكند تا مرغب ايشان باشد در عبادت و رفع حاجت نمودن بوى و ميگويد كه:
٦١- اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ خداى بحق آن كسى است كه بيافريد لَكُمُ اللَّيْلَ براى شما شب تاريك را لِتَسْكُنُوا فِيهِ تا ساكن شويد در او و استراحت و آسايش كنيد از تعب حركات يوميه و ضعف بدن و كلال حواس كه از آن ممر حادث شده باشد وَ النَّهارَ و خلق فرمود روز را مُبْصِراً در حالتى كه نيّر است در كمال نورانيت و اشراق تا بهبينيد چيزها را در روز و بجهت آن مواضع حاجات خود را بسهولت بشناسيد و از آن اكتساب وجوه معاش كنيد إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى تعالى لَذُو فَضْلٍ هر آينه خداوند بخشش بزرگ و بسيار است عَلَى النَّاسِ بر آدميان بافريدن شب و روز يا بخلق ارزاق يا بترتيب امورى كه قوام مصالح انفس و اموال بآنست وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ و ليكن بيشترين مردمان لا يَشْكُرُونَ سپاس دارى اين نعمت نميكنند بجهت جهالت ايشان بمنعم حقيقى، و بدانكه اسناد ابصار بنهار از قبيل اسناد مجازيست كه دالست بر مبالغه از قبيل نهاره صائم و لهذا عدول نموده است از تعليل كه آن لتبصروا فيه است كه مقابل لِتَسْكُنُوا فِيهِ باشد بحال كه مبصر است و چون ذكر (ساكنا) در موضع لِتَسْكُنُوا فِيهِ خبرا ما دلالت بر اسناد مجازى نمىكند كه از جمله فصاحت كلامست بجهت جواز وصف ليل بسكون بر سبيل حقيقت چون ليل ساكن لا ريح فيه از اينجهت مطابق مبصرا واقع نشده و ايثار ذى فضل بر مفضل بجهت اشعار متفضل است بر آنكه هيچ فضلى موازن فضل او سبحانه نيست چه تنكير فضل با اضافه مشعر است بر آن و تكرير ناس بدون ايراد ضمير بجهت تخصيص كفرانست بايشان، پس بجهت مبالغه در اسناد اين افعال بخود ميفرمايد كه:
٦٢- ذلِكُمُ آن كسى كه متميز است باين افعال خاصه كه مشارك او نيست غير او در آن اللَّهُ رَبُّكُمْ خدائيست كه پروردگار شما است خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ آفريننده همه چيزها از آسمانها و زمينها و آنچه ما بين آنها است لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نيست هيچ معبود بسزا مگر او فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ پس چگونه و بچه وجه برگردانيده ميشويد از عبادت وى و به پرستش غير او روى ميآوريد