تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٠ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ١ تا ٩
كافيست خداى در حالتى كه گواهست بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ ميان من و ميان شما براى من گواهى دهد بصدق كلام و تبليغ احكام و بر شما بتكذيب و انكار و عناد و اصرار وَ هُوَ الْغَفُورُ و اوست آمرزنده مر كسى را كه از شرك و كفر رجوع نمايد الرَّحِيمُ مهربان بر كسى كه بر ايمان ثابتقدم باشد اين اشارتست بسعت حلم رب عباد با وجود عظم آنچه مرتكب آنند از كفر و عناد و چون كفار بر كيش خود اصرار مينمودند و از سيد ابرار آيات و معجزات اقتراح ميكردند، و از آنچه مأمور نبود بعنف از او ميطلبيدند حق سبحانه فرمود كه:
٩- قُلْ بگو اى محمد مشركان را ما كُنْتُ بِدْعاً نيستم نو پيدا شده مِنَ الرُّسُلِ از پيغمبران يعنى من اول كسى نيستم كه بپيغمبرى مبعوث شده باشد چه پيش از من نيز پيغمبران بودند پس من شما را بر چيزى نميخوانم كه ايشان امتان خود را بآن دعوت نكرده باشند و قادر نيستم بر آنچه ايشان بر آن قدرت نداشته باشند بلكه اقتفاء به ايشان نمودهام و آنچه ايشان امتان خود را بآن دعوت ميكردهاند از توحيد و تصديق ببعث من نيز شما را بآن دعوت ميكنم و هر معجزهاى كه بآن مأمور ميشوم بشما مينمايم و بر غير مأمور قدرت ندارم مانند انبياى سابق پس چرا منكر نبوت منيد وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي و نميدانم كه چه خواهند كرد با من از محنت و راحت و اقامت و هجرت و مقاتله و مصالحه و غالبيت و مغلوبيت وَ لا بِكُمْ و نميدانم كه چكنند بشما از خسف و قذف و رجفه و قتل و اسر و جز آن اما از احوال آخرت با خبرم و از سر يقين ميدانم كه مؤمن موحد مستحق جنانست و كافر ملحد سزاوار نيران، يا علم ندارم بتفصيل آنچه بمن و شما كنند در دنيا و آخرت، يا بآنچه ما و شما بآن مأمور شويم، ايراد لفظ (لا) از براى تأكيد نفى است كه مشتمل است بر كلمه ما يُفْعَلُ و محل ماء استفهاميه رفع است بر ابتدائيت و محتمل است كه ما موصوله باشد و منصوب المحل بر مفعوليت، يعنى نميدانم آن چيزى را كه بكنند بمن و بشما إِنْ أَتَّبِعُ پيروى نمىكنم إِلَّا ما يُوحى مگر آن چيزى را كه وحى كرده ميشود إِلَيَ بسوى من و زياده بر آن علم ندارم و قادر نيستم وَ ما أَنَا و نيستم من إِلَّا نَذِيرٌ مگر پيغمبر بيمكننده از عذاب خدا مُبِينٌ آشكارا كننده انذار بشواهد بينه و معجزات مصدقه پس من بر اظهار آيات مقترحه به امر الهى قدرت ندارم و از عواقب امور خود و خواتيم احوال شما در دنيا بدون وحى خبر نمىتوانم داد، آوردهاند كه چون اين آيه نازل شد مشركان اظهار بهجت كرده گفتند كار ما و محمّد نزد خدا يكسان است چه هم چنان كه ما از عواقب امور خود خبر نداريم او نيز از خواتيم خود بىخبر است حق سبحانه اين آيه فرستاد كه لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ چون اين آيه آمد صحابه گفتند (هنيئا لك يا رسول اللَّه) ترا معلوم شد كه خدا با تو چه خواهد كرد و ما را معلوم نگشت كه