مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - تأثیر عمل در هدایت بشر
دارد.
حالا که چنین حسی در بشر هست که از عمل دیگران پیروی میکند پس چه بهتر که علاقه مندان واقعی به نیکی و خیر و صلاح از همین حس عمومی بشر استفاده کنند و با پیشقدم شدن در راه خیر، بشر را به راه خیر هدایت و راهنمایی کنند. آن که پیشقدم میشود دو کار به صورت یک کار انجام میدهد: یکی اینکه خود آن عمل را که خیر است انجام میدهد، دیگر اینکه سِمَت هدایت و راهنمایی پیدا کرده است.
برای هدایت و راهنمایی بشر دو راه است: یکی راه گفتن و نوشتن و دیگر راه پیشقدم شدن، و هرگز گفتن به قدر پیشقدم شدن اثر ندارد. بزرگان گفتهاند: «دو صد گفته چو نیم کردار نیست». یک فرق میان مکتب انبیا و مکتب فلاسفه و حکما این است که حکما تنها اهل نظریه و تعلیم و تدریس میباشند و سر و کارشان تنها از راه زبان با افکار و ادراکات بشر است ولی پیغمبران به آنچه میگویند قبل از آنکه از دیگران تقاضای عمل بکنند خودشان عمل میکنند و لهذا تا اعماق روح بشر نفوذ مینمایند، قلب و احساسات بشر را تحت تصرف خویش در میآورند. سخن از زبان بیرون میآید و از گوش میگذرد ولی عمل، موجی و انعکاسی عمیق در روح دیگری پدید میآورد. اثر سخن هم وقتی هست که توأم با ایمان و عقیده و داغی روح باشد و اگر روح با ایمان بود قهراً عمل را هم به دنبال دارد و بیاثر نمیماند.
اولیای خدا مردم را با عمل خود تحت تأثیر قرار دادند نه تنها با سخن.
در اطراف حق و عدالت و انصاف و کرم و تقوا و گذشت و فداکاری و حرّیت و آزادی، سخن زیاد گفته شده و از این جهت کم و کسری وجود ندارد؛ به هر شکل و به هر صورتی که بخواهیم سخنانی در این زمینه موجود است. چیزی که کمتر یافت میشود عمل به حق و طبق عدالت و انصاف است. آنچه کمتر یافت میشود خودِ کرم و تقواست. چیزی که کیمیاست واقعیت فداکاری و گذشت است. اکسیر نایاب، یک روح حرّ و آزاد است. از این روست که بشر کمتر به سخن و گفتار وقعی میگذارد اما در مقابل عمل سر تعظیم فرود میآورد؛ یعنی آنجا که با شخصیتی روبرو میشود که حقیقتاً از حق و عدالت منحرف نمیشود و تقوا و پرهیزکاری را پیشه میسازد و روحی حرّ و آزاد دارد، خود به خود خاضع و علاقهمند میشود.
این است سرّ اینکه سخنان حکما و فلاسفه از متون کتب، کمتر تجاوز میکند ولی