فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤ - جامعه وحدت واقعی دارد
معناست، آنجا میگوییم تکامل، به آن معناست. من حرفم این است که تکامل نظامهای اجتماعی نه به معنای تحول واقعی یک نظام به نظام دیگر است، به معنی نسخ شدن نظامی و جانشین شدن نظام کاملتر به جای اوست. آنگاه وقتی که ما [این تکامل را با تکامل] در انسان مقایسه میکنیم، میبینیم تکامل انسان به معنی تحول واقعی انسان است. یک انسان جاهل که تبدیل به انسان عالم و به انسان عالمتر میشود، او واقعاً دارد تحول پیدا میکند؛ این تحولِ واقعی است. انسان امروز همان انسان دیروز است که تبدیل به انسان امروز شده. حالا به نوع و جامعه کار ندارم؛ همین فردی که در پنجاه سال پیش یک کودک دبستانی بود هموست، نه اینکه او را بردهاند یک انسان دیگری سر جای او آوردهاند؛ همان است که تبدیل به این شده. ولی در نظامات اجتماعی، در ابزارها، تکامل به معنی برداشته شدن یک چیز و جانشین شدن چیز دیگر به جای اوست.
وقتی که ما ایندو را خوب دانستیم آنگاه میتوانیم بفهمیم که آیا تکامل ابزار تولید علت است برای تکامل انسان یا تکامل انسان علت است برای آن؟ آیا تکامل حقیقی سبب تکامل مجازی است یا تکامل مجازی سبب تکامل حقیقی است؟ اینجاست که خوب میفهمیم که چون در طبیعت یک تکامل واقعی صورت میگیرد آن تکاملهای مجازی هم صورت میگیرد. همه حرف اینها این است که ابزار تولید دارد تکامل پیدا میکند، در نتیجه انسان را هم تغییر میدهد، انسان هم ساخته ابزار تولید است. چون آنها تکامل ابزار تولید را به صورت یک تکامل واقعی در نظر میگیرند این حرفها را میزنند. ما که منکر نیستیم که کلمه «تکامل» را عرف به کار میبرد، ولی آنچه که عرف به کار میبرد وقتی ما با چشم تیزبین فلسفی قضیه را میشکافیم میبینیم ایندو با همدیگر فرق دارد، آنوقت در اینکه کدام یک زیربناست کدام یک روبنا دیگر اشتباه نمیکنیم. پس تکامل فنی انسان، تکامل انسان در ناحیه فنی یک تکامل واقعی و حقیقی است.
جامعه وحدت واقعی دارد
- در همین مسئله تکامل انسان، این تکامل در یک نسل رخ داده، در نسل بعد باز هم جایگزینی میشود.
استاد: حالا عرض میکنیم. این یک بحثی بود که نمیخواستم الآن طرح بکنم. قبلًا این را عرض کردهایم، از آقای طباطبایی هم از تفسیر المیزان نقل کردیم که آیا