فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - اصول تئوری مارکس
بگوید سوسیالیسم یک پدیده طبیعی تاریخی است که فقط در مرحله خودش میتواند پیدا بشود؛ مثل همان بچهای است که میخواهد متولد بشود، و مثل «پیری» است که مرحلهای است بعد از مرحله جوانی و مرحله کودکی و مرحله جنینی، و در مرحله خودش باید پیدا بشود. انسان فقط میتواند این پدیده تاریخی را کشف کند نه اینکه آن را خلق کند. یک امر اختیاری انسان نیست که در هر مرحلهای از مراحل اگر دلش خواست آن را ایجاد کند؛ مثلًا دوره دوره فئودالیسم است، هوس بکنیم که یکمرتبه سوسیالیسم ایجاد کنیم. این امر هوسی نیست. فئودالیسم تا دوره خودش را طی نکند اصلًا به سوسیالیسم نمیرسد.
پس معنای علمی بودن سوسیالیسم این است که یک پدیده تاریخی است و در یک مرحله معینی از تاریخ وجود پیدا میکند که قبل از آن امکانِ وجود ندارد و در آن مرحله هم امکان اینکه وجود پیدا نکند نیست: وَ لِکلِّ امَّةٍ اجَلٌ فَاذا جاءَ اجَلُهُمْ لایسْتَأْخِرونَ ساعَةً وَ لایسْتَقْدِمونَ [١]. مطابق بیان آنهایی که بهطور سوسیالیستی آیه را توجیه میکنند یعنی هر امتی در یک مرحله خاص از زمان و با یک نظام و رژیم خاص زندگی میکند. این یک مرحله معینی دارد. این مرحله معین وقتی که به لحظه تحول به یک شکل دیگر اجتماع میرسد که جامعه میخواهد تولد جدید پیدا کند و آن جامعه گذشته میخواهد با نظاماتش از بین برود، آن مرحله که میرسد، دیگر اجلش رسیده است. حالا که اجلش رسیده یک ساعت هم پس و پیش ندارد، باید برود و دیگری سر جای او بنشیند.
اینجاست که این مسئله به این شکل باید گفته شود: پس اینکه سوسیالیسمْ علمی است به معنی این نیست که خودش علم است. اغلب اینطور میگویند که سوسیالیسم خودش یک علم است. سوسیالیسم علم نیست، «علمی» است (تازه اگر درست باشد) یعنی یک امر کشف شدنی برای علم و یک حقیقت علمی مثل بسیاری حقایق دیگر است. چنانکه حقایقی را فیزیکدانها در فیزیک کشف کردهاند، حقایقی را شیمیدانها در شیمی کشف کردهاند، حقایقی را زیست شناسها در علوم زیست شناسی کشف کردهاند، یک حقیقت هم جامعه شناسها و فیلسوفان تاریخ در جامعه و تاریخ کشف کردهاند. به این معنا، کاپیتالیسم هم همان اندازه علمی است که سوسیالیسم علمی است، فئودالیسم هم همان اندازه علمی است که سوسیالیسم علمی است. اگر به این صورت بخواهید بگویید
[١] اعراف/ ٣٤.