فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣ - مسئله ماشین از نظر عدالت
به دلیل اینکه کارگر است و مزدش کم است قوه خریدش کم است. بعد به ایجاد بازارهای جدید دست میزند و کم کم در بازارهای جدید هم همین وضع به وجود میآید. هرچه که بر تولید افزوده میشود از آن طرف متقابلًا از قوه خرید کاسته میشود چون آنها تبدیل به کارگر میشوند و کارگر طبعاً قوه خریدش ضعیف است. وقتی قوه خرید ضعیف شد تراکم کالا به وجود میآید یعنی این کالایی که تولیدش روزافزون است بازار ندارد، در نتیجه بحران به وجود میآید. طبقه کارگر هم که روز به روز بیشتر بر او فشار وارد میآید؛ و از طرف دیگر کارخانه اینها را در زیر یک سقف جمع کرده. قهراً فشار، اینها را وادار به طَرَفیت و انقلاب میکند و با انقلاب کردن خود به خود دستِ مالکین خصوصی را از ابزار تولید کوتاه میکنند و بعد مالکیت ابزار تولید به صورت مالکیت دسته جمعی درمیآید. پس این یک حرکت جبری تاریخی است که خود به خود به این امر منجر میشود؛ نه از باب اینکه وجدانها حکم میکند که به دلیل اینکه طبقه کارگر استثمار میشود پس عدالت چنین حکم میکند. مسئله عدالت مطرح نیست، مسئله جبر تاریخ است که اینچنین میشود.
مسئله ماشین از نظر عدالت
حال از نظر مسئله عدالت قضیه به چه شکل مطرح میشود؟ از نظر عدالت، در اینجا مسئله ماشین یک مسئله جدید به وجود آورده است که قابل مطالعه است و در دوران قبل از ماشین چنین مسئلهای وجود نداشته و آن این است: ممکن است کسی از روی موازین عدالت ایراد بگیرد بر اینکه اصلًا آیا ماشین میتواند مالک خصوصی داشته باشد که یک نفر سرمایهدار برود با پول خودش یک دستگاهی را که به جای انسان کار میکند بخرد و از آن مانند یک ابزار خصوصی و مملوک خصوصی استفاده کند؟ اشکالش از این راه است: ممکن است کسی بگوید که خرید و فروش ابزارهای ساده بلااشکال است. یک نفر زحمتی میکشد کاری میکند و بیلی را میسازد، دیگری هم که میتوانست این بیل را بسازد به جای اینکه خودش این بیل را بسازد از محصول کار خودش پولی یا کالایی تهیه میکند آن پول یا کالا را میدهد و این بیل را میخرد. ولی ماشین اصلًا محصول کار فرد نیست، ماشین را فرد نساخته است جامعه ساخته است، تاریخ ساخته است، فرهنگ مستمر هزار ساله و بیش از هزارساله بشر ساخته است؛ یعنی هیچ کس نمیتواند ادعا کند که ماشین را من تولید کردهام، من اختراع کردهام. مسئله اختراعات ماشینی این است که