فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥ - تئوری وحشتناک
نمی توان گفت هیچ فرقی میان این و آن [یعنی ماشین و ابزارهای ساده گذشته] نیست. فرق، بدیهی است: آنجا ابزار وسیله دست انسان است، اینجا انسان ابزاری ساخته که خودش کار میکند.
در آنجا فقط در موردی که حیوان به جای انسان کار کند آنهم از باب اینکه موجودی است که شعور و حیات دارد یک مقدار مثل انسان کار میکند، ولی در اینجا اصلًا انسان دستگاهی ساخته که خودش کار میکند. خیلی تفاوت است؛ تفاوت میان این ابزار و آن ابزار واقعاً ماهوی است.
پس این نظریه هم مردود است.
نظریه دیگر اختلاف در قوه محرک است. [در جواب میگوییم:] نه، اختلاف صرفاً در قوه محرک نیست که فقط آن قوهای که حرکت میدهد [فرق میکند.] اختلافْ این است که این محصول تولید میکند، آن نمیتوانست محصول تولید کند. آنجا انسان مولّد بود اینجا کارخانه و ماشین مولّد است. آنچه هم که این آقایان گفتهاند که محصول زیاد است و اختلاف فقط در اثر است که اثر در اینجا بیشتر است؛ میگوییم قبل از آن یک اختلاف اساسی دارد و آن این است که اصلًا در اینجا کار را انسان نمیکند کار را ماشین میکند. آنوقت اگر این حرف را بزنیم پایه نظریه ارزش اضافی مارکس- که بعد بحث میکنیم- بکلی متزلزل میشود و عجیب این است که اینها از یک طرف اینجا میگویند کارگر نقشی غیر از مراقبت ندارد و از طرف دیگر میخواهند بگویند که محصول مولود کار کارگر است. خیر، این بلایی که پیدا شده این است که یک چیزی پدید آمده که جای کارگر را گرفته است، او به جای کارگر دارد کار میکند که اگر ما بخواهیم با مقیاس شما بسنجیم بگوییم این محصول به چه کسی تعلق دارد، میگویید به آن که تولید کرده است؛ محصول نتیجه کار است [١]. شک ندارد که کار خودش یک عامل اساسی در ایجاد ارزش است. ولی بحث این است که کارکننده در اینجا کیست؟ کارکننده کارخانه است کارگر نقش دوم را دارد، نقش مراقبت و مواظبت. نسبت کارگر با کارخانه در اینجا نسبت زن و دختر کشاورز است در دوره کشاورزی که آنها مراقب کارگر بودند نه خودشان کارگر باشند. آنجا ما نمیگفتیم که این زنِ کشاورز است که تولید کرده، میگفتیم مولّد این است البته این هم کمک او بوده؛ وی را به عنوان یک معاون و کمک و کسی که نقش درجه دوم را دارد قبول داریم. اینجا هم برای کارگر نقش درجه دوم را قبول میکنیم نقش درجه اول را نه.
[١] در این باره بحث خواهیم کرد که ارزش از کار پیدا میشود یا از چیز دیگر. البته یک مقدارش را قبول داریم که ارزش را کار ایجاد میکند به این معنا نه به آن معنا که اینها میگویند کار عامل منحصر است.