فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧ - خصوصیت طبقه پرولتر
مال او بود، بعد یک آدمی که فقط کارگر و یک دهقانِ آزادی بود میآمد آنجا اجیر میشد مزدور اینها میشد. به او میگفتند بیا مثلًا یک ماه برایمان دیمه کاری کن ما روزی فلان مقدار به تو میدهیم. این کارها که همیشه وجود داشته است. امروز هم همه صنعتهای ماشینی به شکل کارخانههای بزرگ که لازمهاش اجتماع کارگرهاست نیست. اینها میگویند یکی از مشخّصات دوره سرمایه داری این است که دوره سرمایه داری به دلیل اینکه ماشین، زیاد تولید میکند صنایع کوچک را ورشکست میکند، وقتی صنایع کوچک ورشکست شدند کارگران آنجا هم مجبورند بیایند مزدور اینها بشوند و تبدیل به طبقه پرولتر بشوند، بعد طبقه پرولتر همه در اینجا اجتماع میکنند (بالاخره کارخانه به اینها نیاز دارد). گویی که خاصیت ماشین این است که کارگرهای متفرق را در یک جا مجتمع کند، وقتی در یک جا مجتمع کرد نطفه مرگش هم در همین جا بسته میشود، به دلایلی که بعد خواهیم گفت. یعنی همین جاست که یک طبقهای در مقابلش به وجود میآید که همین طبقه بعدها سبب میشود که اصلًا رژیم سرمایه داری واژگون بشود.
اولًا این قضیه در ماشینیسم کلیت ندارد برای اینکه در کشاورزی این گونه نیست. در کشاورزی، ماشین نه تنها خصلت اجتماع ندارد بلکه خصلت انفراد دارد؛ یعنی در مواردی ماشین خصلت انفرادی دارد نه خصلت اجتماعی، چطور؟ در کشاورزی قدیم (ما خودمان اهل دِه هستیم) اینجور بود که در قصبهای مثل فریمان ما غیر از کشاورزهای آزادی که در ایام سال فقط دیمه کاری میکردند ٢٤٠ نفر در ٢٤ قسمت (که میگفتند ٢٤ صحرا) کار میکردند و هر صحرایی یک سرسالار داشت و پنج سالار و پنج دهقان، و کارها میان آنها تقسیم میشد؛ یعنی ٢٤ دستگاه بود و تمام این ٢٤ دستگاه زیر نظارت یک فردی بود که در اصطلاح آنجا به او داروغه میگفتند، و داروغه کسی بود که از طرف ارباب تعیین میشد. آنوقت زمینها هر سال به شکل خاصی تقسیم میشد که معلوم بود چه کسی در کجا باید زراعت کند. گاهی یک کارهای مشترکی بود، فرض کنید یک کاری بود که باید شصت نفر در آنِ واحد کار کنند؛ آنوقت اینها بین خود تقسیم میکردند که مثلًا یک نفر این شخص بدهد دو نفر آن شخص و ... یک کار اجتماعی بود. کار کشاورزی ابزاری قدیم یک کار اجتماعی بود. در تمام آن منطقه که من اطلاع دارم کارها همه به صورت اجتماعی بود. تا ماشین (تراکتور) به وجود آمد. اتفاقاً این تراکتورها یک نفسی شد برای اربابها یعنی برای کسی که پول داشت یک تراکتور بخرد. اینها را از شر رعیت داری نجات داد. آنهایشان که اهل کار و ابتکار بودند یک مقدار محدود زمین را به خودشان اختصاص دادند