فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - نقد این نظریات
بود امروز برای مذهبی و غیر مذهبی علت آنها روشن شده که علت طوفان چیست، علت زلزله چیست، علت تگرگ چیست، علت بیماریها چیست، علت خسوف چیست، علت کسوف چیست. برای علما از چند هزار سال پیش هم این قضایا روشن بود. زلزله چرا پیدا میشود؟ زَلْزَلَتِ الْارْضُ لِحَبْسِ الْابْخِرَةِ. از دو هزار سال پیش این حرف را میزدند، الهیون هم میگفتند. پس اینها چون علت را میدانستند یک علت مجهولی فرض نکرده بودند که بعد ترسی از آن پیدا کنند و بخواهند برای او قربانی کنند.
می ماند مسئله کسب امتیازات طبقاتی که نظریه خود مارکس همین است. آن گروه اول میگفتند جهل را از بین ببرید مذهب خود به خود از بین میرود. گروه دوم میگفت ترس را از بین ببر، از جمله جنگها را از بین ببر، مذهب خود به خود از بین میرود. سومی میگفت امتیازات طبقاتی را از بین ببرید مذهب خود به خود از بین میرود، چه علتش را آن طبقه مرفه بدانیم (زیرا وقتی او صاحب امتیاز نبود دیگر به این وسیله هم نیازی ندارد) و چه اختراع کنندهاش را طبقه محروم بدانیم (زیرا وقتی محروم نباشد به تسلّی خاطر نیاز ندارد). به همین نشانی که در کشورهای سوسیالیستی- مثل شوروی- بعد از دو نسل که از ابتدای سوسیالیسم و لغو امتیازات طبقاتی میگذرد، هنوز مسئله مذهب یک مسئله بغرنج در میان جوانان است و [مقامات این کشورها] دائماً شکایت دارند که جوانان باز گرایش به مذهب پیدا کردهاند، و دائماً با آن در حال مبارزه هستند.
اگر مطلب اینجور بود که این آقایان میگویند، احتیاجی نبود که در شوروی بیایند با مذهب مبارزه کنند. امتیازات را لغو کردند، علت از بین رفته، علت که رفته معلول خود به خود از میان میرود. به قول خودشان میگویند مذهب تریاک جامعه است. علت تریاک و تریاکی را شما از بین ببرید، دیگر [آدم] تریاکی وجود نخواهد داشت، آن تریاکیهای قدیم هم یا میمیرند یا مثلًا مقداری به آنها میدهند، بالاخره اینها که منقرض شدند دیگر تریاکی در کشور وجود پیدا نمیکند. بعلاوه، اینها که این همه میگویند علم، و علم هر روز متغیر است، امروز نظریات دیگری پیدا شده چه از سوی طرفداران مذهب و چه از سوی مخالفان مذهب، چه از طرف کسانی که مذهب را یک امر الهی میدانند و چه از طرف آنهایی که برای مذهب ریشه مادی قائلاند. افرادی مثل ویلیام جیمز یا یونگ شاگرد فروید که طرفدار واقعیت مذهب هستند و به وحی اعتقاد دارند و وحی را یک استعداد روانی واقعی در انسان میدانند و به عالم ماوراء الطبیعه معتقدند و یک نوع اتصال و ارتباط قائل هستند، اینها رسماً مذهب را به همان ریشهای که خود مذاهب معتقد هستند