فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠ - مسئله بردگی در اسلام
از بین رفته است هنوز هم هرکس در شوروی غیرکمونیست است وابسته به آن طبقات است و از هر حقی محروم است و این طبقه حق اعمال خشونت و اعمال زور و فشار بر آن طبقه را دارد، دلیلی برایش نیست، چرا؟ این یک امتیاز بیوجهی است که این طبقه برای خودش قائل است. این یک مطلب.
مطلب دیگر این است: یک مطلب در یک حدودی میتواند کلیاش قابل قبول باشد- مقصودم در خصوص مورد کمونیستی نیست- و آن این است که یک ایدئولوژی که فعالیت میکند برای اینکه روی کار بیاید، به حکم آنکه به خود ایمان دارد و خودش را مایه سعادت بشر میداند آیا میتواند به خودش حق بدهد و بگوید من دیگران را به حکم اجبار، ولو با تحت فشار قرار دادن، به مزایای این ایدئولوژی میرسانم؟ آیا چنین حقی هست یا نه؟ ما این حق را بهطور کلی نفی نمیکنیم. برای انبیا که در واقع حق خدا را اعمال میکنند، به طریق اولی چنین حقی قائل هستیم.
حتی برای مصلحین جامعه هم در مسائلی که سلیقهای نیست و یک مسائل مسلّم است، باز این حق را قائل هستیم و لهذا بهداشت اجباری را تجویز میکنیم؛ یعنی ممکن است مردمی از باب اینکه سطح فکرشان خیلی پایین و منحط است در مقابل بهداشت مقاومت کنند، کما اینکه در دنیا خیلی سابقه دارد. در ابتدا که آبله کوبی در انگلستان کشف شد- و گویا واکسنش را از گاو گرفته بودند- مردم علیه آن انقلاب کردند که ما نمیکوبیم. خوب، مردم نمیفهمیدند، ولی بالاخره به هر شکل بود بر آنها تحمیل شد
مسئله بردگی در اسلام
از این بالاتر مسئله بردگی در اسلام است. مسئله بردگی در اسلام شبیه است به دیکتاتوری پرولتاریا در کمونیسم منهای مزایایی که در آن بردگی هست و در این دیکتاتوری وجود ندارد و نواقصی که در اینجا وجود دارد و در آنجا وجود ندارد. بردگی اگر از مقوله اقتصادی باشد غیرقابل توجیه است؛ یعنی ملاک بردگی مسئله بهره کشی مادی باشد که کسی به این دلیل برده کسی باشد که این بتواند از او بهره کشی کند، فلسفهاش فقط این باشد. ولی اگر بردگی از مقولات آموزشی و پرورشی باشد یعنی یک جریان عملی اجباری برای یک آموزش و پرورش اجباری، آنهم فقط درباره اسیران جنگی نه درباره همه مردم، [قابل توجیه است.] اسیران جنگی که در شرایطی در حال جنگ هستند که خون مسلمان را مباح میدانند و مسلمان هم خون آنها را مباح میداند و بعد از آنکه