فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢ - بیان علمی
باید ضربهای از خارج بر آن وارد کنید ولی اگر سنگ را رها کنید، به حکم طبیعتِ خودش به طرف زمین میآید.
اینها میگویند اگر در جامعه مالکیت نباشد- که مالکیت یک امر قسری است- جامعه بشری به حکم طبیعتِ خودش قانون خودش را اجرا میکند و نیاز به یک آقابالاسر ندارد. ولی چون این امر غیرطبیعی در جامعه پیدا شده- که نامش مالکیت است و یک نوع دزدی است [١]- [دولت برای حفظ آن ایجاد میشود.] در حال غیرطبیعی، همیشه تمایل طبیعت به سوی بازگشت به حالت اصلی خودش است؛ اگر رهایش کنیم به حالت اولیه برمیگردد مگر اینکه ما همیشه یک زوری داشته باشیم برای اینکه آن را نگه دارد، مثل اینکه اگر من بخواهم این تسبیح را در این فضا نگه دارم همیشه باید دست من اینجا باشد. اگر من دستم را رها کنم، تسبیح به حالت عادی خودش برمیگردد. دولت یعنی آن نیروی زور و جبری که میخواهد جامعه را به این حالت عدم تعادل (این حالت ظالمانه) نگه دارد. پس فلسفه پیدایش حکومتها و دولتها این ظلم است که اسمش مالکیت است و مرگ دولتها هم با مرگ مالکیت است. مالکیت که از بین برود دولت هم از بین میرود.
نظیر همین را در مذهب هم میگویند. میگویند عامل به وجود آمدن مذهب مالکیت است و با مرگ مالکیت مذهب هم خود به خود منتفی میشود. لهذا جزء تعلیمات مارکس است که میگوید با مذهب مبارزه نکنید، مذهب را در درجه دوم قرار بدهید، با آن عاملی که پدیدآورنده مذهب است مبارزه کنید که سرمایه داری است، اگر با عاملش که مادر و علت آن است مبارزه کردید و آن را از بین بردید خود به خود این منتفی میشود.
یکی از عجایب روزگار این است که دولتهایی که به سوسیالیسم و کمونیسم رسیدند بیش از دولتهایی که به این مرحله نرسیدهاند همه چیزشان وابسته به دولت است. این حرفها در تعلیمات مارکس بود و مارکس به قول اینها یک فیلسوف بود، در خانهاش نشسته بود و این حرفها را میزد.
لنین وقتی آمد اینها را پیاده کند عملًا دید اینها حرف مفت است؛ اگر دولت نباشد، اگر زور نباشد مگر میشود یک جامعه را نگهداری کرد؟ این بود که جزء تغییراتی که داد مسئله دولت بود، بلکه خشنترین دولتها را اینها به وجود آوردند، منتها اسمش را «دیکتاتوری پرولتاریا» گذاشتند و گفتند این، دیکتاتوری طبقه کارگر (کارگر کارخانه) و محروم است. حالا کارگر چگونه خودش علیه خودش دیکتاتور
[١] البته این بیان، تقریبی برای حرف آنهاست؛ آنها چنین بیانی ندارند.