فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - ایرادها
ثروت هم شک ندارد که باز تکامل پیدا شده است. از نظر اقتصادی و امکانات مالی هم ممکن است بگویند به تبع تکامل ابزار تولید، جامعه تکامل پیدا کرده است. از نظر اخلاقی چطور؟ آیا باز ما باید جامعه را تکامل یافتهتر تلقی کنیم؟ یعنی یک جامعهای که به دو طبقه مفت خوار و زحمتکش تقسیم میشود آیا از نظر اخلاقی و انسانی هم شما اینها را از جامعههایی که به صورت اشتراک زندگی میکردند تکامل یافتهتر در نظر میگیرید؟
ممکن است آنها از یک جنبه بگویند این حرف درست است و آن جنبه این است که میگویند قبلًا هم میان قبایل جنگ و نزاع بود؛ قبلًا عمل ضد اخلاقی بشر نسبت به بشر، جور بشر نسبت به بشر شدیدتر بود و آن این بود که اسرای جنگی را میکشتند و کباب میکردند. حالا یک درجه عمل اخلاقی بالاتر آمده، به جای اینکه او را بکشد و کبابش کند زنده نگه میدارد، خرجیاش را هم به او میدهد ولی از مازاد نیروی کارش استفاده میکند، پس از نظر اخلاقی هم باز بهتر است؛ یعنی: اینکه جامعه در درون خودش به دو طبقه تقسیم بشود، از نظر اخلاقی و انسانی کاملتر است از اینکه جامعه در درون خودش بیطبقه باشد ولی دو جامعه بیطبقه به جان یکدیگر افتاده باشند.
(ناچار اینها باید با چنین چیزی توجیه کنند). قبلًا در درون قبیلهها طبقه وجود نداشت پس جامعه طبقاتی وجود نداشت. درون جامعهها را اگر در نظر بگیریم وضع بهتری نسبت به بعد داشته که در درون جامعه طبقه مفت خوار و طبقه زحمتکش به وجود میآید. اما اگر ما ایندو را [یعنی جامعه اشتراکی و جامعه برده داری را] در بیرون در نظر بگیریم [و از بیرون نگاه کنیم،] در مقایسه با اینکه دو جامعه بیطبقه به جان یکدیگر افتادهاند، باز این بهتر است. ناچار در اینجا چنین چیزی باید بگویند.
این هم فی حد ذاته خالی از یک نوع اشکالات برای اینها نیست. این درست مثل این است: اینها که جامعههای سوسیالیستی را پیشرفتهتر از جامعههای سرمایه داری میدانند، خوشبختانه خود این جامعههای سوسیالیستی الآن حالت همان قبایل دوره کمون اولیه را پیدا کردهاند؛ یعنی آنچنان در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند که فقط نیروهای قوی یکدیگر و ترس از یکدیگر اجازه نمیدهد که به جان یکدیگر بیفتند. الآن تضاد چین و شوروی از تضاد چین و آمریکا و از تضاد شوروی و آمریکا بیشتر است و اگر چین از شوروی نترسد نصف شوروی را قتل عام میکند و اگر شوروی هم از چین نترسد عین