فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨ - ریشه های برده داری
استفاده میکردند.
البته علل دیگری هم بوده و آن افکار تبعیضی است که از قدیم وجود داشته است که بعضی از انسانها انسانهای دیگر را انسانِ درست و انسانِ تمام نمیدانستند، اینها را نیمه حیوان و نیمه انسان میدانستند، به این معنا که فکر میکردند اینها استعدادی که به درجه انسانهای عالی برسند (یعنی اینکه علم بیاموزند، فکر داشته باشند و آنچه که ما جلوههای انسانی مینامیم) ندارند، فقط به درد خرحمّالی میخورند و اصلًا برای این کار ساخته شدهاند. آنوقت اینها هم بردگی را مجاز میدانستند ولی نه به ملاکی که در جنگها مجاز میدانستند. در جنگها به عنوان عنف مجاز میدانستند ولی در اینجور موارد نه به عنوان عنف [بلکه به عنوان یک امر طبیعی مجاز میدانستند.] مثل این است که اگر انسان اسبی میخرد و در کنار خانه خودش نگه میدارد، کاه و جو هم به او میدهد و سوارش میشود، او از نظر خودش یک کار طبیعی انجام داده؛ یعنی این اسب اصلًا برای همین ساخته شده است که سوارش بشوند، یک حقی هم دارد و آن این است که بار زیاد روی پشتش نگذارند، کاه و جو به او بدهند، تشنهاش نگه ندارند، تیمارش کنند، مثلًا اگر مریض شد معالجهاش کنند و ... آنها هم درباره آن جور انسانها همینطور فکر میکردند که اصلًا به درد کار دیگری غیر از این کارها نمیخورند؛ همان فکری که برای یونانیها نسبت به بردهها وجود داشته است که خودشان را یک نژاد فرهنگ ساز و تمدن ساز میدانستند و اصلًا برای بردهها صلاحیت تفکر قائل نبودند و آنها را یک انسانِ تمام نمیدانستند. این هم خودش یک فکری است که وقتی پیدا شد بردگی را به دنبال خودش میآورد.
علل و عوامل دیگری هم ذکر کردهاند. مثلًا بعد از اینکه مسئله مبادله و مسئله مالکیت پیدا میشود، یک نفر که مالک ثروتی میشود و دیگری آن ثروت را از او به یک شکلی مدیون و مقروض میشود (یا از او قرض میگیرد یا به شکل دیگری مدیون او میشود) اعتبار اصل مالکیت به حدی میرسد که به هر حال [شخص قرض دهنده] مال و ثروتی دارد و این نباید از بین برود، چون فرض این است که [مدیون] قانوناً آمده از او قرض کرده که آن را پس بدهد ولی حالا پول ندارد که بدهد و هیچ امکان اینکه پول تحصیل کند هم ندارد. بنابراین یک راه بیشتر برای وصول این پول وجود ندارد و آن این است که رقبه این شخص تحت اختیار او در بیاید، یعنی خودش برده او بشود و برای او کار کند و از این راه دین او ادا بشود، همین کاری که در میان اغلب ملل مخصوصاً در مورد