فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨ - انواع زندگی اشتراکی
یعنی همان کاری که حیوانات هم به حسب غریزه میکنند (حیوان حداکثر کاری که برای غیر خود میکند همان مقداری است که برای فرزند خودش میکند) این اشتراک شبیه اشتراک مرغان است ولی مالکیتِ اشتراکی نیست؛ یک نوع اشتراک زندگی هست اما مالکیت اشتراکی نیست. آخر چیزی در بین نیست که بخواهد بگوید من مالک باشم یا تو مالک باشی، همه برای چریدن به صحرا میرفتند و برمیگشتند.
نوع دیگر اشتراک را باید اشتراک گرگان نامید. آن اگر اشتراک مرغان بود این اشتراک گرگان است. این مقدار حس در حیوانات پیشرفته و لااقل باهوشتر هست که کار اشتراکی که به نفع همه انجام میگیرد باشد. گرگها برای اینکه گوسفند را از گله بگیرند گروه تشکیل میدهند، یعنی این حیوان به حسب غریزه میفهمد که اگر تنها به گله بزند از شر چوپان و سگهای گله در امان نیست. حتی من از چوپانها شنیدهام که گرگها به این صورتِ اشتراکی عمل میکنند: یک عده گرگ از یک طرف مثلًا از جنوب گله حمله میکنند. چوپان و سگهای گله اطلاع پیدا میکنند و اینها را تعقیب میکنند. آنها هم فرار میکنند. یک عده گرگ دیگر در آن طرف دیگر کمین میکنند. وقتی حس کردند که سگ و چوپان دور شدهاند، از آن طرف به گله میزنند. ولی بعد که رفتند با همدیگر میخورند. چنین نیست که اینهایی که این گوسفند را بردند، تنها بخورند و آنها را گرسنه بگذارند.
یعنی این مقدار کار اشتراکی در حیوانات مشاهده میشود، کما اینکه کار اختصاصی و انفرادی هم در همان حیوانات در همین حد در آنِ واحد هست؛ یعنی اگر یک گرگی تنها بیرون رفت، یک جا یک گوسفندی گیرش آمد و گرفت آورد، دیگر نمیرود او را با گرگ دیگر تقسیم کند، او را خودش تنها میخورد. اگر هم یک گرگ دیگر بیاید، به او نمیدهد چون این را تنها گیر آورده است.
در انسانهای اولیه بعید نیست که چنین چیزهایی بوده است. لااقل در حد گرگها که به نحو اشتراک صید میکردهاند انسانها هم گاهی به نحو اشتراک صید میکردهاند و به نحو اشتراک هم مصرف میکردهاند. ولی در همان حال ما نمیتوانیم بگوییم همیشه کار به صورت اشتراکی بوده، زیرا همیشه شکار کردن از قبیل شکار یک فیل نبوده که بخواهند بیست یا سی نفر با همدیگر جمع بشوند تا یک فیل را شکار کنند. شکار گنجشک هم بوده، شکار کبوتر هم بوده، شاید حشراتی را هم شکار میکردند. مار را خیلی از قبایل شکار میکردند (عربها را سوسمارخور میگفتند)، از بیابان میگرفتند و میخوردند. هنوز فرنگیها خرچنگ، قورباغه و هزارچیز دیگر را میخورند. آن وقتی که بشر قورباغهای