فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣ - اهمیت سر انگشتان دست انسان
چشم شاید صد درجه دقیقتر از ساختمان سر انگشتهاست. همینطور جهاز سامعه یا مغز و مراکز مغزی. ولی اینجا روی سرانگشتها تکیه شده است. اینها ممکن است که این حرف را به این شکل بگویند.
در اینکه مسئله سرانگشتان اهمیت دارد بحثی نیست. بعضی گفتهاند اهمیت سرانگشتان به واسطه این خطوط فوق العادهای است که دو نفر در دنیا در میان این چند میلیارد جمعیت پیدا نمیشوند- و اگر پیدا بشوند شاید در دو سه میلیارد یک مورد پیدا بشود، آنهم به صورت احتمالی- که خطوط انگشتهای آنان با هم مشابه باشد و این نشان دهنده یک صنعت و یک فن خارق العاده در خطوط سرانگشتهاست. «بنان» هم ظاهراً سرانگشت است نه خود انگشت.
دیگر- که به نظر نزدیکتر میآید- این است: قرآن راجع به دو مسئله درباره انسان اهمیت [قائل شده و چنین برداشت میشود که] [١] علت تکامل انسان یکی قدرت بیان [است] که انسان میتواند منویات خودش را به انسان دیگر بفهماند، که البته این ضعیفش در حیوانات هست ولی در انسان خیلی قوی است و این سبب رشد فوق العاده علم میشود. یعنی یک انسان دریافتهای علمی خودش را به انسان دیگری منتقل میکند و آن انسان دریافتهای علمی خودش را به این انسان منتقل میکند و این سبب میشود که افراد انسان در زمان واحد یک نوع تعاون و مبادله علمی داشته باشند، مبادله قوانین علمی و غیر آن. رابطه استاد و شاگردی از راه بیان برقرار میشود، و هر دو انسانی هم که همیشه با همدیگر در بازار میروند و صحبت میکنند، از تجربیات و معلومات یکدیگر استفاده میکنند و این یک قدرت فوق العاده باروری برای انسان است. الرَّحْمنُ. عَلَّمَ الْقُر انَ. خَلَقَ الْانْسانَ. عَلَّمَهُ الْبَیانَ [٢]. بعد از خَلَقَ الْانْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَیانَ. قدرت نطق و قدرت بیان و قدرت اظهار منویات یکی از چیزهایی است که زندگی انسان را در این حد بارور کرده است.
یکی دیگر که از نظر فراوانی به این حد نمیرسد ولی از یک نظر دیگر اثرش بیشتر است، مسئله قلم است؛ یعنی قدرت ثبت وقایع برای نسلهای بعد، قدرت به ارث گذاشتن مکتسبات علمی یک دوره برای دورههای بعد. در نتیجه در دوره بعد که بشر میآید از نو
[١] [نوار چند ثانیهای افتادگی دارد.][٢] الرحمن/ ١- ٤.