اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٢
انگليس در عراق، به همراه آيات عظام: ميرزاى نائينى، شيخ مهدى خالصى و سيد على شهرستانى به ايران تبعيد شدند و هشت ماه در آنجا اقامت كردند. با آنكه آقا شيخ ابو القاسم نماز باشكوهى داشت، اما به احترام معظم له، با تعطيلى نمازش همگان را به شركت در نماز آيت اللّه اصفهانى ترغيب كرد. البته، پس از چندى آقا سيد ابو الحسن فرمود: من حكم مىكنم كه بايد نمازتان را ادامه دهيد.
هرگاه وى دير به نماز مىآمد- كه گاه دير آمدنش هم عمدى بود- و مىديد كه مردم نماز را به جماعت و امامت شخص ديگرى مانند آيت اللّه سيد محمّد باقر قزوينى كه چند بار خودم شاهد آن بودم برگزار كردهاند، آهسته در صفوف آخر مىايستاد و اقتدا مىكرد.
نماز جماعت ايشان هم مملو از بزرگان، اهل علم و طبقات متدين مردم بود كه پس از اتمام نماز، به منزل آقا مىآمدند و در جلسات تفسير قرآن ايشان شركت مىكردند».[١]
تواضع
آيت اللّه فكور يزدى در اينباره بيان داشته است:
«در اوايل كه از يزد براى تحصيل به قم آمده بودم، خيلى كوچك بودم.
روزى در مسجد امام، پولى از دستم افتاد. دنبال آن مىگشتم كه پيدايش نمايم. پيرمرد اهل علمى آنجا بود.
وى پرسيد: چه گم كردهاى؟
گفتم: پولم گم شده است.
ايشان هم به گشتن روى زمين براى پيدا كردن پول من مشغول شد. من ايشان را آن موقع نشناختم. بعد شناختم كه آقا، شيخ ابو القاسم كبير قمى بوده است».
[١]. بدلا، هفتاد سال خاطره، صص ٤٦- ٤٨.