جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٥١٢ - كتاب النكاح (من المجلد الثانى)
انساب و اسباب مذكوره در آيۀ تحريم ثابت و محقق است، كه از جمله آنها رضاع است. و تكيه كنيم به اصل اباحه يا به صحيحۀ ابن سنان يا به آيۀ «وَ أَنْكِحُوا الْأَيٰامىٰ مِنْكُمْ.» [١] و حال آن كه آن آيه عام است و اينها خاص.
پس مىگوييم در جواب از اين ايراد [١] بلى اين سخنها تمام است در صورتى كه حلال متحقق الحلّيه و حرام متحقق الحرمه، در خارج موجود باشند. و امر مردد شود ما بين آنها. نه در صورتى كه شك داشته باشيم در وجود متحقق الحرمه. زيرا فرق واضح است ما بين اين كه بگوئيم كه «هر عين موجود خارجى كه در نوع او چيزى هست كه جزما متصف به حلّيت است و چيزى هست كه متصف به حرمت است- مثل گوشت كه بعض انواع آن مذكّى و بعضى ميته است- حكم مىكنيم در فرد موجود خارجى آن كه نمىدانيم داخل كداميك است كه از قسم مذكى است» يعنى حكم آن را بر او جارى مىكنيم كه حلّيت است و ما بين اين كه بگوئيم «هر عين موجود خارجى كه دو فرد موجود خارجى از نوع آن در خارج موجود باشند كه يكى ميته است و يكى مذكّى و ما نمىدانيم كه اين فرد معين آن ميتۀ موجود خارجى است يا مذكّاى موجود خارجى است، حكم مىكنيم كه اين فرد همان فرد خارجى مذكّى است نه فرد خارجى ميته».
و مآل فرق اين است كه معنى حديث بنا بر اول اين مىشود كه نمىدانيم كه اين چيز آيا متصف شده به حرمت يا نه. و بنا بر دوم اين مىشود كه آيا اين چيز عين آن چيز متصف به حلّيت است يا عين آن چيز متصف به حرمت.
و بالجمله: اشتباه در موضوع حكم به يكى از چهار وجه مىشود: يكى: مجرد احتمال طارى شدن حرمت بر شىء. مثل زن اجنبى كه شك حاصل شود از براى ما در اين كه ميان ما و او رضاع شرعى به عمل آمده يا نه. كه مشتبه مىشود بر ما كه آيا اين زن خواهر رضاعى شده يا نه. حلال است بر ما يا حرام. دوم اين كه: حلال و حرام موجود خارجى مخلوط و ممزوج شوند به نحوى كه امتياز نتوان كرد. مثل گندم حلال و مغصوب كه دانههاى آن مخلوط شوند به هم. و روغن حلال و حرام كه به هم ممزوج شوند.
[١]- جواب است بر «اگر به گويى». در چهار صفحه قبل.
[١] آيۀ ٣٢ سورۀ نور.