جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٣٤٤ - مطلب سوم بعد از آن كه عدم لحوق ولد ثابت شد
ظاهر مىشود.
بلى بعضى اوقات ظاهر مىشود مثل ده بيست مرتبه يا بيشتر شير بخورد. اما به اين نحو كه هر دفعه از پستان بمكد تا سير شود و دست بردارد. و [يا] (اگر چنين نباشد بلكه) هر دفعه شير ناقص بخورد و در بين اين شيرها نه شير ديگرى بخورد و نه غذاى ديگر، يا در چند شبانه روز به اين نحو شير بخورد، در اين صورتها جزما انبات لحم و شدّ عظم، مىشود بدون تحقق آن دو علامت ديگر كه يكى «اعتبار عدد» است و ديگرى «اعتبار زمان». و اقوى در نظر حقير در اعتبار عدد «پانزده شير» است كه در ميان آنها شير كسى ديگر را نخورد. و در زمان، معتبر يك شبانه روز است كه نه شير ديگر در ميان آن بخورد و نه طعام و شراب.
١٧٣: سؤال:
هر گاه زيد هند را به حبالۀ نكاح خود درآورد و عقد مناكحه جارى و مبلغ كلى نقد و جنس از زيد گرفته. و حال كه مىخواهد تصرف كند اولياى زوجه را سخن اين كه «صداق را بده و زوجۀ خود را تصرف كن» و زيد را بالقوه استطاعت اداى صداق، حال نيست. آيا شرعا مىرسد كه در چنين حال مانع تصرف زيد زوجۀ خود را بشوند يا نه؟ و نقد جنسى كه از زيد گرفتهاند مىتواند زيد به عوض صداق محسوب نمايد يا نه؟
جواب:
در دخول بالغۀ رشيده، اوليا را اختيارى نمىباشد. لكن در صورتى كه مهر مؤجل نباشد، زوجه مىتواند ممانعت كند از دخول قبل از اخذ مهر با يسار اتفاقا، و هر چند زوج معسر باشد على الاشهر الاظهر. و اموالى كه [به خانه زوجه] برده است هر گاه به نهجى برده است كه شرعا استرداد آن جايز باشد مىتواند مطالبه كند و در عوض صداق محسوب دارد. و الا، فلا.
١٧٤: سؤال:
زيد معسر صبيۀ بالغۀ رشيدۀ عمرو را (باذنها و اذن ابيها) به حبالۀ نكاح خود در آورده. و در ضمن العقد زيد مزبور با عمرو مذكور- كه وكيل صبيهاش بوده- شرط نموده است كه عند اليسر و الاستطاعه صداق معين را مىدهم. و حال كه زيد مىخواهد كه زوجۀ خود را متصرف شود عمرو كه پدر زوجه باشد مىگويد «صداق زوجه را بده و بعد او را تصرف كن». نظر به عدم استطاعت زيد مزبور و شرط مذكور مىتواند پدر زوجه مانع از تصرف زوج شود يا نه؟ يا آن كه بگويد هر گاه استطاعت ندارى زوجۀ خود را طلاق بده آيا از او مىشنوند يا نه؟