جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٩ - كتاب الوقف من المجلد الثانى
و بدون قرينه در ظاهر منعقد نمىشود. هر چند ما بين خود و خدا نيت او معتبر است و منعقد است.
و بدان كه: در لزوم صيغه در خصوص مسجد مخالفتى ميان علما ظاهر مىشود.
و ظاهر اكثر اشتراط صيغه است در آن نيز. پس اگر كسى مكانى به صورت مسجد بسازد و قصد مسجد بودن هم داشته باشد و اذن هم بدهد در نماز در آن، و نماز هم بشود، و لكن به زبان صيغۀ وقف جارى نشده باشد، حكم وقف بر آن جارى نيست. و هم چنين آب انبار و غيره، مثل مقبره كه زمين را وضع كند و اذن بدهد از براى دفن اموات، و ميت هم در آن دفن بشود، تا صيغه جارى نشود فايده ندارد.
چنانكه در تذكره گفته است: «اما الفعل المقترن بالقرائن فقد بيّنا انّه لا يكفى فى الوقف، مثل ان يبنى مسجدا و يأذن للناس في الصلاة فيه، خلافا لأبي حنيفة و احمد. و كذا اذا اتخذ مقبرة و اذن فى الدفن، او سقاية و يأذن في دخولها».
و خلافى از شيعه نقل نكردهاند، و در آخر كلام بعد رد استدلال عامه به قياس به اطعام مهمان و نثار و دخول حمام و صرف آب قبل از اذن، گفته است كه «وقف عقدى است محتاج به ايجاب و قبول، و از براى آن شرايطى است. و كافى نيست در آن قراين مادامى كه لفظى نباشد». بلكه علامه تصريح كرده در تذكره كه هر گاه بگويد «جعلته مسجدا» هم كافى نيست. و گفته است كه اگر بگويد «جعلته مسجدا للّه» اقرب اين است كه كافى باشد. و لكن شهيد در ذكرى [١] اكتفا كرده است به اين كه بگويد «جعلته مسجدا» و اذن بدهد در نمازش، همين كه يك نفر نماز كرد، وقف تمام مىشود. و هم چنين هر گاه حاكم قبض كند يا اذن بدهد در قبض.
و بعد از آن گفته است كه «هر گاه بنا كند به نيت مسجد بودن، مسجد نمىشود. بلى اگر در اينجا اذن بدهد مردم را به نماز كردن، به نيت مسجد بودن، و نماز بكنند، ممكن است كه مسجد بشود. چون بناى معظم مساجد اسلام بر اين نحو شده». بعد از آن نقل كرده است كلام شيخ را در مبسوط.
و اطلاق اين كلام مقتضى اين است كه كافى است كه نيت كند كه اين مسجد باشد كه نماز كنند مردم در آن، بدون لفظ. و هم چنين از ابن ادريس چنين كلامى
[١] در مباحث مساجد