جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٧٥ - كتاب الوصايا من المجلد الثانى
گمان حقير اين است كه شيخ به روايت ابى بصير استدلال كرده باشد كه در كتاب دين تهذيب است «قال: سألت ابا عبد اللّٰه(ع) عن الرجل يقتل و عليه دين و ليس له مال، فهل لأوليائه ان يهبوا ديته لقاتله و عليه دين؟ فقال: ان اصحاب الدين هم الخصماء للقاتل، فان وهبوا أولياءه دية القاتل فجائز، و ان ارادوا القود فليس لهم ذلك حتى يضمنوا الدين للغرماء، و الا فلا». [١] و در فقيه همين روايت را نقل كرده و بعد از «هم الخصماء للقاتل» گفته «فان وهب أولياؤه دمه للقاتل ضمنوا الدين للغرماء، و الا فلا» [٢].
و مفهوم اين نيز افاده مىكند كه اگر خواهند قصاص كنند ضامن نمىشوند. و سند حديث ضعيف است به سبب محمد بن اسلم جبلى. و لكن شيخ در كتاب ديات روايت كرده است موافق روايت فقيه به سند خود از يونس از ابن مسكان از ابى بصير. و سند او تا يونس عيبى ندارد. [٣] و به هر حال اين خبر مقاومت نمىكند با دليل مشهور.
و در اينجا قول ديگر هست كه در مختلف از ابى منصور طبرسى [١] نقل كرده. و آن اين است كه اگر قاتل بذل ديه كند اوليا نمىتوانند قصاص كنند مگر با ضمان دين، و اگر بذل ديه نكند جايز است قصاص بدون ضمان دين. و به هر حال اين دو حديث هم از جملۀ اخبارى هستند كه دلالت دارند بر تعلق دين به ديه و در همه جا قول مشهور اقوى و اظهر است. و اللّٰه العالم.
١٢٣: سؤال:
شخصى در حينى كه ارادۀ سفر مكه كرده است وصيت كرده است ميان اولادش آن چه داشته است. بعضى را زياده داده است و بعضى را كم. و چون دو زن داشته است بعضى را اسم برده است كه عوض مهر والدهاش اين قدر بدهند. و بعضى را گفته است چون عروسى براى او نكردهام اين قدر بدهند. و حال كه موصى امر حق را در سفر مذكور اجابت نموده، بعضى از ورثه كه رسد ايشان كمتر است راضى نيستند.
[١] احمد بن على بن ابى طالب، صاحب كتاب معروف «احتجاج». تاريخ تولد و وفاتش به طور دقيق مشخص نيست ولى نظر به اين كه وى استاد رشيد الدين محمد بن على بن شهرآشوب، است و او در سال ٥٨٨ قمرى در سن ٩٩ سالگى وفات كرده، مىتوان گفت طبرسى از شخصيتهاى اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم است كه با شيخ بزرگ ابو على فضل بن حسن طبرسى صاحب مجمع البيان معاصر بوده و او نيز استاد ابن شهرآشوب است.
[١]: وسائل: ج ١٣، ابواب الدين، باب ٢٤ ح ٢.
[٢] فقيه: ج ٤ ص ١١٩، باب ٥٧ ح ١.
[٣] تهذيب: ج ٢ ص ٩٥.