الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٤٣ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
باهل اسلام و ايمان در جميع محافل و مكان مىنمودند اول وليد بن مغيرة المخزومى دوّم عاص بن وايل السهمى سيّم اسود بن عبد يغوث زهرى چهارم الاسود ابن المطَّلب پنجم حرث ابن ابى الطَّلاله اين جماعت در رشك و عداوت در غايت صلب بودند تا آنكه حضرت سيد البريات با ايشان مكرر آيات و معجزات نمود تا آنكه بر آنها صدق قول رسول خداى تبارك و تعالى ظاهر و هويدا شد چنانچه ميفرمايد كه * ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه الْحَقُّ ) * الآيه يهودى گفت : يا على حضرت ايزد عز و جل انتقام موسى ( ع ) ، از فرعون مضل كشيد و او را با ساير قبطيان در بحر نيل غرق گردانيد حضرت على عليه السّلام گفت حضرت خداى علام انتقام محمد سيد الأنام از آن فراعنه ء لئام كشيد و نيز آن جماعت كه سخريه و استهزاء آن حضرت نبى الورى مينمودند كفايت شرّ آن طايفه وخيم العاقبه نمود كه * ( إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ) * خداى اكبر هر پنج نفر را مقتول گردانيد و بسقر مقر براى ايشان مقرر فرمود و آن پنج نفر در يك روز باتفاق يك ديگر بمقر خود سفر كردند و آن جمع از مسلمانان كه در آن اوان با آن منافقان قتال و جدال نمودند اصلا از هيچ يك ايشان ضرب و زخم بمسلمانان نرسيد بلكه حضرت ايزد منان هر پنج نفر ايشان را در كمال يسر و آسان بدعاء صاحب ارباب اسلام و ايمان مقتول گردانيده به نيران مكان براى ايشان مقرر و عيان نمود اما وليد بن مغيره سبب قتل آن دشمن خداى عز و جل آن بود كه روزى بجائى ميرفت اتفاقا يكى از بنى خزاعه در طريق با او رفيق شد قضا را خزاعى را شكارى بنظر آمد تير ، از