الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٨ - ذكر بيان احتجاج ام سلمه زوجه ء حضرت سيد البريه ( ص ) بر عايشه در هنگام كه او اراده خروج بر حضرت امير المؤمنين على ( ع ) نموده بود
به رفتن بصره و خروج بر على ( ع ) مصمم گرديد و اين خبر به ام سلمه بنت ابى اميه رسيد برخاست و بنزد عايشه رفت و بعد از حمد و سپاس خداوند متعال و اداى صلوات بر حضرت رسول سيد المرسلين ، گفت :
اى عايشه ، تو نشانه ميان حضرت نبى الورى و امت او و حجاب رسالت مآب بر تو مبسوط و احترام و اكرام آن برگزيده مالك الرقاب بر تو منوطست ، قرآن لازم الاذعان نص است بر منع تو از خروج بايد كه گردن كشى ننمائى بلكه اصلا مشتمل برجعت تست بايد پراكندگى نكنى سيد البشر مقرر نمود كه تا هنگام ورود يوم الموعود در كنج گوشه ء خاك مطمئن گردى و در بوادى و صحارى نه گردى ، بدرستى كه رضاى خداى غفور و راء اين امور است و خواهش او نيست الا عمل مشكور ، حضرت نبى الصبور عالم بمكان و مطلع بر حقايق احوال و شأن تو بود اگر ترا لايق فعل و عمل ميدانست آن خاتم الرسل ترا معهود و مأمور به آن فعل مىنمود ، و حال آنكه ترا از خروج و تقديم بر مردم خصوصا بر امير المؤمنين على ( ع ) نهى فرموده است ، زيرا كه عماد دين در هنگامى كه ميل بانهدام نمايد يا مشرف و متصدع بخرابى و انفصام گردد هرگز بسعى زنان به ثبات تعمير ملبس نشود و باهتمام و حركت ايشان بآب و تاب نگردد بلكه جمال زنان و بها و خوبى ايشان پوشيدن اطراف و گوش و برچيدن دامن و صيانت جميع احوال خود با كمال عقل و هوش است .
اى عايشه اگر حضرت رسول در بعض اين فلوات معارضه و مخاطبه نمايد كه يا فلانه تو در اين تردد و منهل بمنهل و منزل بمنزل چه اراده دارى تو در جواب حضرت نبى ايزد وهاب چه خواهى گفت ؟ و بكدام وجه صواب