الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦٠ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
است و اگر گويد كه از روى ضرورت و عذر آن حضرت متكلم باين سخن گرديد پس وصى نبى معذورتر از رسول خداى اكبر است .
دوم اقتدا و تأسى من منوط بحضرت لوط ( ع ) است چنانچه حضرت ايزد واهب بىامتنان از حقيقت عجز و عذر آن نبى رفيع مكان در قرآن بيان نمود كه فرموده است :
* ( لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ ) * ( آيه ٨٠ سوره هود ) اگر قايلى گويد كه : آن حضرت قائل باين به غير هم و هول گرديد پس آن كس به يقين كافر و بىدين است ، و اگر گويد : كه آن تكلم باين كلام نبى ملك العلام از روى عذر و ابرام نمود پس وصى أعذر و أحق است ، در هنگام ضرورت باين كلام . سيم مرا از ارتكاب اين امر جميل اقتدا بسبيل حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام ملك الجليل است چنانچه حقيقت احوال آن نبى اكرم عاليشأن در قرآن مذكور و عيان است كه :
* ( وَأَعْتَزِلُكُمْ وَما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله ) * ( آيه ٤٨ سوره مريم ) اگر قائلى گويد : كه آن حضرت بغير خوف و ابرام كفره ء عاقبت و خام متكلم بمثل كلام گرديد بيقين آن كس كافر نوميد از حضرت واحد اقدس خواهد بود و اگر گويد : كه از روى ضرورت و عذر بود پس وصى نبى أعذر باشد .
و چهارم مرا اقتدا بحضرت موسى ( ع ) است ، چنانچه احوال آن رسول رب غفور در قرآن مذكور است كه :
* ( فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ ) * ( آيه ٢١ سوره شعراء ) اگر شخصى گويد كه : آن حضرت اين كلام نه از روى خوف و ابرام