الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧٢
صغر سن انبياء مرسلين و اولياى دين ننمود و عزايم دين و حكمت و براهين در نزد ايشان مودع گردانيد بواسطه ء آنست كه حضرت واهب غفور عالم و عارف بعواقب امورست و حضرت ارحم الراحمين بتحقيق و يقين ميداند كه اوصياى مرسلين بعد از ايشان ضال و كافر و گمراه و ابتر نگردند و گاه است كه انبياى مرسلين صلوات الله عليهم اجمعين بواسطه ء توضيح حال شخصى كه بحقيقت احوال او من جميع الوجوه مطلع و مخبر است كه امت ايشان بعد از آن اعيان باغواى شيطان ميل بجانب آن كس ميكنند همان شخص را به امر و حكم به تبليغ مهام ايزد علام معين گردانند تا حقيقت عدم صلاحيت آن امر و غير استحقاق و سزاوار نبودن او را بر برايا ظاهر گردانند چنانچه نبى ما حضرت محمد مصطفى سوره ء برائت بكسى داد كه بمكه رساند و بمشركين آن محل بحكم عز و جل بخواند كه مطلع بود كه مردم بعد از وفات سيّد عالم او را اختيار بر وصىّ او مينمايند چون رسول بيچون او را بمصحوب سوره ء مذكور روانه ء مكه معظمه گردانيد در همان زمان جبرئيل از نزد حضرت ايزد منان بخدمت نبى الانس و الجان آمد و گفت يا نبى الاكرم واهب علَّام بشما سلام ميرساند و ميگويد كه : اين سوره را باهل مكه نميرساند الا آنكه از من يا از شما باشد و ماند كه وصى خود را در عقب آنكه سوره را حواله او گردانيد تا او را باز گرداند و سوره را ازو گرفته بمكه رسانيده بسكنه ء آن محل بخواند پس در ارتجاع آن مرد كه سوره ء مزبوره با او بود دلالت تمام است بر خيانت او از آنچه خداى تعالى ميدانست كه امت بعد از آن حضرت او را بر وصى ايشان اختيار كنند و او لايق آن كار و مستحق آن كردار نيست