الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٥ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
آن پيغمبر ايزد سبحان بود چنانچه روزى حضرت رسول آن ميضاة بنزد خود طلب داشت و دست مبارك در ميان آن گذاشت آب آن بفوران آمده و آن مقدار بلند گرديد كه هشت ، هزار مرد از آن آب وضو ساختند و آشاميدند و بقدر حاجت برداشتند و چهارپايان خود را نيز سيراب كردند و آن مقدار كه قدرت حمل آن داشتند و در راويه ها پر ساخته بار كردند :
يهودى گفت :
يا على حضرت ايزد تبارك و تعالى بموسى من و سلوى اعطا نمود آيا بمحمد مثل اين چيزى احسان و اعطا فرمود ؟ حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت چنان بود اما آنچه واجب تعالى ذكره بحضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم اكرام و احسان و اعطا فرمود از آن افضل و ازيد بود زيرا كه خداى عز و جل بحضرت خاتم الرسل و بامت ايشان غنايم را مباح و حلال گردانيده و قبل از آن هرگز بهيچ پيغمبر و بامت او حضرت واهب متعال حلال نگردانيد پس اين بيقين افضل از من و سلوى موسى عليه التحية و الثنا باشد بعد از آن ايزد سبحان احسان براى رسول آخر الزمان زياده بر آن ظاهر گردانيد چنانچه نيت و قصد عمل را حضرت عز و جل براى حضرت محمد خاتم الرسل و امتش عمل صالح مسجل گردانيد و اين لطف و احسان از واهب بىامتنان قبل از زمان نبى الانس و الجان بهيچ پيغمبر از پيغمبران واقع نشد و از امتنان حضرت محمد عليه صلوات الملك المنان هر گاه احدى از ايشان قصد عمل چيزى يا اراده ء فعل نيكوئى نمايند و آن را بعمل نيارند بنا بر مضمون حديث صدق مشحون رسول ايزد بيچون ( نية المؤمن خير من