الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
نمودند . بيت :
< شعر > المنّة لله كه نمرديم و بديديم ديدار تو و كعبه ء مقصود رسيديم < / شعر > آنگاه معروض رأى خورشيد انجلاى فيض اقتضاى نبىّ الورى گردانيدند كه بعد از غيبت ذات فايض البركات از أنظار اين فدويان جهان نورانى در چشم ما مانند شب ظلمانى گرديد و نور نظر هر چند مطمح بصر بيشتر نمود از لمعه ء نور جمال ذات أنور أثر و نشان كمتر يافت در آن حال ما را روز رستاخيز پيش آمد نه ما را با خصم كفّار قدرت و قوّت ستيز و نه بىوجود ذات حضرت نبىّ المحمود پاى و ياراى گريز بود بعد از مدّتى تحيّر و اضطراب چون طلوع نور حضرت سيّد العجم و العرب از شعب جبل بامداد و احسان عزّ و جلّ بيّن و ظاهر شد سجدات شكر الهى بواسطه ء حيات و وجود حضرت رسالت پناهى بجاى آورديم و چون معلوم ما شد كه حضرت رسول مقتول نشده و نخواهد شد الحال ما با جمعيّت خاطر بخدمت حاضر شديم و مترصّد و مترقّب أمر و فرمان لازم الاذعان پيغمبر آخر الزّمانيم ، در آن حال قادر متعال اين آيه ارسال و انزال نمود كه أمر و حكم ايزد عالم هرگز متروك نشود خواه رسول خدا در ميان شما باشد و خواه نباشد و آيه ء مباركه اينست : * ( وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِه الرُّسُلُ ) * الآيه . . . .
يعنى اى معشر بشر حضرت پيغمبر مانند شما ليكن پيغمبر است كه حضرت واهب العطيّه برسالت تمامى بريّت فرستاد چنانچه حضرت عزّ و جلّ بيشتر أنبياء و رسل براى هدايت و ارشاد عباد فرستاد كه بعضى از أنبياء سابقين وفات يافتند و برخى مقتول گشته همگى برضوان شتافتند محمّد رسول نيز وفات خواهند يافت و چنانچه امم أنبياى سابق بعد از وفات پيغمبران بر همان ملل و أديان باقى و پايدار و مستمرّ و برقرار بودند بايد كه امّت حضرت سيّد