الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٣ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
حاضر است و از شما دور و غائب نشده و بغير شما كسى آن را تصرّف و ذخيره ننموده شما سيّده ء امّت پدر عاليمقدار خود را از شجره ء طيّبه نبوّتند آنچه شما را است از كمال و فضل و از حسب و نسب فرع و أصل بهيچ كسى را قدرت ردّ و دفع و هيچ أحدى را ياراى منع وضع نيست هر چه در تصرّف من باشد حكم شما بر آن نافذ و جارى و أمر شما بر من مجرى و سارى است نهايت سخن و كلام درين مرام همان حديث پدر شما سيّد الأنام عليه الصّلوة و السّلام است آيا شما بسعادت مرا در عمل حديث نبىّ الاكرام هيچ نوع مخالف قول و فعل پدر خود عليه السّلام مىبينى يا نه و السّلام .
حضرت فاطمه عليها السّلام چون استماع اين حديث موضوع از أبو بكر نمود از روى كمال حيرت و ناله و آه گفت : سبحان الله اين قوم هرگز رسول خدا از كتاب الله تعالى و حكم آن بيرون نرفته و بر خلاف أحكام أوامر و نواهى الهى حرف بهيچ أحدى نگفته بلكه پيوسته تابع آثار أحكام قرآن و پيرو آيات سور آن بود .
اين قوم در نسبت كذب و بهتان بحضرت رسول آخر الزّمان بعد از وفات ايشان نيز اجماع نمودند و نسبت غدر و زور بحضرت نبىّ المشكور نمودند چنانچه در أيّام حيات آن سرور كاينات چيزهاى واهيه و شغلهاى غير مرضيّه بآن حضرت سيّد البريّه منسوب ميكردند فيا عجباه اين كتاب خداى عزّ و جلّ كه حكم عدل ظاهر و ناطق از روى قطع و فصل حاضر است ملك تعالى در حقّ زكريّا و يحيى ميفرمايد كه : * ( يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْه رَبِّ رَضِيًّا ) * ، و در حقّ داود و سليمان ميفرمايد : * ( وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ ) * حضرت عزّ و جلّ بيان توزيع و توريث و قسط و شرع فرايض ميراث طرف أبواب نبوّت نمود و بيان بمقدار