الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٤ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
حظَّ و بهره ء ذكور و اناث بوسيله ء ذريعه * ( لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * فرمود و در قرآن لازم الاذعان در چند محلّ و مكان حقيقت آن بنوعى واضح و عيان مذكور و بيان نمود كه هيچ أحدى را از كثرت وضوح آن جاى ظنّ و گمان و محلّ اشتباه براى عاقل نكته دان نماند و از آلت علَّت جماعت مبطلين و دفع و رفع شبهات معاندين شده و آنچه در باب حديث سخن معاشر الأنبياء فرمودى ظاهر است كه آن حديث از موضوعات و مخترعاتست حضرت ايزد سبحان فراوانست حاشا و كلَّا * ( بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَالله الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ ) * يعنى معاذ الله اين حديث از حضرت سيّد الأنبياء باشد بلكه شما بموجب دواعى نفس و از كثرت آز و هوس خود اختيار اين امر منكر كرديد و مرا درين باب صبر جميل و يارى و نصرت و امداد و معاونت از خداى جزيل است أبو بكر چون دانست كه بنت خاتم الرّسل بر حقيقت اراده و عمل او مطَّلع است و بأمثال آن حديث ساكت ايشان نتواند نمود لا علاج بر سوء أفعال و زشتى أعمال خود اقرار نمود و گفت : يا بنت النبىّ العربىّ حقّا راست گفتى و رسول ايزد خالق نيز صادق است و بىشائبه ء گمان هميشه صادق بودند زيرا كه شما معدن علم و حكمت و محلّ هدايت و رحمت و أركان دين و حجّت امّت و أركان دين بوده و خواهيد بود ، سخن شما در هيچ باب دور از صواب نبود و هيچ أحدى منكر خطاب شما بهيچ باب نيست .
اى سيّده ء دو جهان آنچه گفتى چنان است حقّا اى بنت نبىّ الأكرم من بخواهش نفس خود متصدّى و متقلَّد اين مهمّ نگشتم بلكه اين جماعت مسلمانان كه در پيش ما و شما حاضرند اين مقدّمه خلافت و باقى امور مرتبط