الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٣٦ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
مراجعت نمايد عزيزترين حيوانات كه در نزد من باشد براى آن حضرت قربان و بريان نمايم و اين بزغاله را من خود تربيت كرده بغايت فربه و سمين بود لهذا آن را بريان كرده با نان چند بخدمت شما آوردم و استدعا و التماس دارم كه اين هديه ء محقر مرا قبول نمائى و مرا بر جميع نسوان فدويان شما كه در مدينه ء طيبه اند ممتاز و معزز فرمائى ؟
آن حضرت هديه آن خيبريه بىرويت را قبول نمود و از آن لقمه ء چند تناول فرمود و آن زهر بغايت در بدن اطهر و جسم معطر آن پيغمبر جليل القدر مؤثر افتاد ليكن آن حضرت از آن بليت صبر مىنمود و بنا بر تحمل مشقت آن سيد الانام ايزد علام آن سم را بر آن نبى عالى مقام برد و سلام گردانيد و آن زهر هلاهل بعد از استقرار در جوف خاتم الرسل چنانچه آتش هر چه باو مجاور و متصل ميگردد محترق و مستأصل ميگرداند آن سم نيز احشاء و امعاى سيد الورى را مىسوخت و آن برگزيده ايزد اكبر بر آن سوزش منكر صبر ميكرد و اين تحمل و قدرت و صبر از آن پيغمبر رفيع القدر متصور از كسى ديگر نيست ، و هيچ احدى از بشر منكر آن امر نى .
يهودى گفت : يا على اين يعقوب نبى عليه السّلام برگزيده خداى علام بود لهذا حضرت معبود خير بسيار نصيب او نمود زيرا كه اسباط نبى اسرائيل را همگى و تمامى از سلاله و از نطفه ء او گردانيد و مريم نيست غير آن يكى از بنات آن نبى واهب منان بود ، امير المؤمنين على ( عليه السّلام ) گفت :
يا يهودى امر يعقوب على نبينا و عليه التحية و السّلام بر همان نهج و بيان بود اما خيرى كه حضرت واهب بصير بصلب سيد المرسلين مودع -