الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٥٤ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
السّلام در جواب فرمود كه : أيّها النّاس من چون حضرت رسول واحد بيچون متوجّه درگاه و قاصد بارگاه حضرت اله شد بهيچ كارى نپرداختم و خود را مشغول بغسل و كفن و دفن آن حضرت ساختم و چون از اقدام و قيام تجهيز سيّد الأنام بپرداختم مشتغل بجمع آيات كتاب خداى عزّ و جلّ گشتم تا آنكه آيات كلام ايزد علَّام را بالتّمام جمع نمودم اين همه كتاب ايزد وهّاب است در نزد من يكحرف از آن از من ساقط نگشته .
طلحه گفت : يا أبا الحسن ( ع ) آنچه شما نوشته و تأليف نموديد من آن را نديدم ليكن در وقتى كه عمر كسى بخدمت شما بواسطه ء طلب كلام الله تعالى فرستاده شما ارسال مصحف بنزد عمر ننموديد چون عمر ديد كه شما مصحف را نفرستاديد بر خود پيچيد بعد از آن ساير مردمان را بنزد خود طلبيد چون حاضر شدند دو نفر در آن محضر شهادت بر شما بر كتابت آيه دادند و يك نفر أداى شهادت بر عدم كتابت همان آيت داد و گفت :
على ( ع ) آن آيه را داخل قرآن ننمود در آن اثنا عمر گفت كه : من شنيدم كه در روز يمامه قومى را مقتول گردانيدند كه همه ء ايشان تلاوت قرآن ميكردند بقرائت خاصّى كه بغير ايشان هيچ أحدى از خلقان قرآن بدان نمط - نخواندى .
طلحه گفت : شنيدم كه عثمان در أيّام جمع قرآن كه مىنوشتند از آن مجلس برخاست و بيرون رفت .
في الفور گوسفندى خود را بآنجا رسانيد و يك صحيفه ء آن را خورد پس هر چه در آن صحيفه بود مكتوب نشد زيرا كه منتسخ ديگر نبود كه از روى آن آيات قلمى