الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٤ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بر آن كسى كه قايل است بآن كه امراض بمعالجه ء اطبا صحّت يابد نه به شفاى حضرت ايزد تعالى
امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : كه علم و عقل و قوت من همگى و تمامى از علم و عقل و قوت آن نبى الرحمه است بلكه بسبب خويشى و قرابتى آن نبى الأبطحى حضرت ايزد تبارك و تعالى اين همه احسان و شفقت بمن ارزانى داشته اى يونانى در ايام حيات نبى العدنانى حكيم ثقفى عربى كه از او در علم طب و حذاقت در ميان عرب كسى بفراست نبود روزى بخدمت حضرت رسول ايزد معبود حاضر شد و گفت :
چنين بمن رسيد كه با شما جنونست اگر رخصت فرمائى دواى شما نمايم حضرت نبى المحمود فرمود كه آيا راضى ميشوى بآن كه من نشانه و معجزه بتو نمايم تا معلوم تو گردد كه من مستغنى از طب توام و تو محتاجى بطب من ؟ حكيم ثقفى گفت : نعم . رسول مجتبى عليه التحية و الثنا فرمود كه : چه نوع آيه و معجزه خواهى اشارت نمائى . ثقفى گفت : اين درخت خرما و اشاره بدرخت خرماى بغايت بلند كه در حوالى محل سكنى آن رسول عز و جلّ بود نمود كه آن را نزديك خود خوان . رسول آخر الزمان في الفور آن نخله را بنزديك خود دعوت نمود در ساعت آن درخت از جاى منقلع گشته و ريشه خود را در زمين كشان كشان پيش نبى الأنس و الجان آمد بطريق عبيد در خدمت رسول ايزد مجيد ايستاده گرديد حضرت رسالت پناهى روى به ثقفى آورد گفت اين آيه براى تو كافى و بواسطه ء اسكات تو نشان وافى است يا نه ؟ ثقفى گفت نه ، نبى ايزد تعالى و تبارك فرمود : آنچه اراده كنى از آيات و نشان به جهت تو ظاهر و عيان گردانم ثقفى گفت يا محمد بنخله امر نماى كه بهمان مكان اصلى و جاى اولى خود معاودت و مراجعت نمايد چون سيد البريه