الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٥ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
حضرت نبى الرحمه فرمود : كه آن طايفه جمعى باشند كه در مدينه با على بيعت نمايند و در بصره نقض عهد و پيمان و متابعت فرمايند .
گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد يا سيد المرسلين قاسطين كدام يك از آن صنف از مخلوقيناند ؟
حضرت نبى الرحمه گفت : آن جمعى تيره سرانجام معاويه و اصحاب او از اهل شاماند .
پس آنگاه گفتم : يا رسول الله مارقين كدام طايفه بىسرانجام و بىديناند ؟
حضرت رسول رب الودود فرمود كه : آن طايفه بىرويت و عرفان اصحاب نهرواناند .
روايتست كه حضرت امير المؤمنين على ( ع ) بعد از فتح بصره و انقضاى ايام چند روزى در اثناى خطبه كه براى مردم بيان و عيان مىنمود از لسان معجز نشان حضرت رسالت حكايت ميفرمود كه :
يا على تو بعد از من مدت باقى و پابرجا و به بليه امتم گرفتار و مبتلا خواهى شد و مخاصمه شما و ايشان در نزد خداى منان خواهد بود ، مستعد جواب خصومت در نزد ايزد احد باش گفتم پدر و مادرم فداى تو باد براى من واضح و بين گردان كه آن فتنه كه مبتلا بآن خواهم شد ، چه نوع است و بر كدام نهج بعد از شما مجاهده بآن اهل دغا نمايم ؟
حضرت رسول ايزد مهيمن گفت : اى على تو مقاتله بعد از من به اصحاب ناكثه و قاسطه و مارقه نمائى و هر يك يك آن مردم را حضرت نبى