الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧٧
منافقان و جمعى كه موافقت بر ظلم و شقاق و كفر و نفاق با ايشان نمودند .
ميدان وسيع بواسطه ء تكاپوى مخالفت براى ارباب بدعت و به جهت طلب و خواست آن طايفه وخيم العاقبه مثل آن فساد و حركت بوسيله ء استيلا بر امر امت بهم رسيد و مدتى برين نهج مستدام خواهد بود و وجه تمادى مدّت آن از جهت اتمام ايام مهلت است كه حضرت ربّ العزّت از براى شيطان واجب و مرحمت نمود تا آنكه آنچه حضرت ايزد اقدس مكتوب مؤجل نمود سپس از براى هر كس مقرّر گردانيد بآن كس رسد : * ( وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ ) * و حقيت قول رسول سيد المرسلين بر كفره ء بيدين واضح مىگردد از آنچه ايشان را بمضمون : * ( وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ ) * بآن طايفه وعده نمود يعنى وعده ء حق كه حضرت قادر مطلق در كتاب حقّ مبين و محقّق گردانيد نزديك گردد چنانچه فرمود :
كه * ( وَعَدَ الله الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * و اين در هنگام واقع خواهد شد كه از اسلام بغير اسم و از قرآن بغير رسم چيزى باقى نماند و صاحب الأمر بواسطه ء عذر ظاهر كه كمى معين و ناصر است غايب گشته ظاهر نتواند شد و قلت ارباب نصرت نسبت بحضرت صاحب الأمر بحديست كه هر كه اقرب مردمان نسبت