الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢١ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
هست كه حضرت واجب الوجود اظهار رضا و خشنودى خود از او در دو آيه نموده باشد غير از من ؟ گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله باو خطاب فرموده باشد كه : موعد تو موعد منست و موعد شيعه ء تو حوض كوثر است در هنگامى كه بحكم ايزد منّان نصب ميزان نمايند و همگى خلقان ترسان و لرزان باشند غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تبارك و تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول ( ص ) در حقّ او فرموده باشد كه بار خدايا من او را دوست دارم بار خدايا او را بتو مىسپارم غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ كسى هست كه حضرت رسول ( ص ) باو خطاب مستطاب فرموده باشد كه : تو حجّت تمامى مردمانى پس حجّت ايشان باش در أمر باقامت نماز و ايتاء زكوات و در باب أمر معروف و نهى از منكر و اقامت حدود الله تعالى و قسمت بسويّه غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم دست او را در روز جنگ بدر گرفته و او را از زمين برداشته و آنقدر مرتفع گردانيد كه ته بغل حضرت خاتم