الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣٧
كه يهود با اعتراف بتوحيد و اقرار بخدا نجات از عذاب و عقاب مالك الرقاب مىيافتند بلكه ساير مقرّين به توحيد مثل ابليس عنيد و آنكه قريب است از كفره عنيدتر نجات يافتندى و حال آنكه هيچ كدام اين طوايف را اميد نجات از عذاب خداى تعالى بغير اهتداء نيست چنانچه حضرت عالم قادر بيّن و ظاهر گردانيد كه : * ( الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ ) * و در محل ديگر حضرت عزّ و جلّ ميفرمايد :
كه * ( الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ ) * خلاصه ء كلام آنكه ايمان را منازل و حالات و مراتب و مقامات بسيار است كه شرح آن را طول بسيار و بيان آن مستدعى ذكر فصول بيشمار است از آن جمله آنست كه ايمان بر دو وجه است ايمان به قلب و ايمان بزبان ايمان بلسان مثل ايمان منافقان است در زمان رسول آخر الزمان زيرا كه چون آن پيغمبر جليل القدر هر يك آن كافر را بشمشير قهر مقهور و مضطر گردانيد آن مقهوران از خوف شمشير نبىّ الإنس و الجان بلسان اظهار ايمان كردند ليكن دلهاى آن كافران بر كفر و عصيان ثابت و مستقر بود و ايمان بقلب و لسان عبارت از قبول اركان آن و تسليم امر پروردگار عالميان است و هر كه تسليم امر و كار خود بمالك و صاحب آن نمايد بيقين هرگز استكبار و استنكار امر پروردگار ننمايد چنانچه ابليس پرتلبيس استكبار از سجود آدم عليه السّلام نمود و اكثر امم انبياى خود را اطاعت و متابعت نمودند و استكبار و استنكار نمودند از آن جهت اصلا از اقرار او تو هيچ منفعت نيافتند چنانچه ابليس از آن سجود طويل خود منتفع نگرديد با آنكه چهار هزار سال يك سجده براى ايزد متعال بانصرام رسانيد چون