الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠١ - فصل ذكر بيان احتجاج سلمان فارسى رضى الله عنه بعمر بن الخطَّاب بجواب كتابتى كه عمر بايشان قلمى نمود
واحد مساوى در دين و اسلام و عزّت و احترام بودند ، و شهادت ميدهم من كه شنيدم از حضرت رسول مهيمن آنكه فرمود : كسى كه متولَّى حكومت هفت نفر از مسلمانان گردد بعد از من و موافق حكم خداى عزّ و جلّ در ميان ايشان براستى و عدل سلوك نكند در هنگام حساب و ميزان و ملاقات بحضرت منّان بىشبهه ايزد ديّان ازو غضبان باشد .
اى عمر چون حال در مآل بدين منوال است اميدوارم از حضرت متعال آنكه از امارت مداين سالم و بيزوال بيرون آيم .
مع هذا آنچه ذكر فرمودى نفس خود را ذليل و سست و قدر خود را پايمال و پست گردانيدم هنوز از قارعه ء يوم لا ينفع بنون و لا مال خايف بلكه از حزن و اندوه مالامالم .
اى عمر پس چگونه بود حال كسى كه متولَّى ولايت و خلافت تمامى امّت گردد بعد از حضرت نبىّ الرّحمه زيرا كه من از رسول حضرت قادر ذو المنن شنيدم كريمه ء : * ( تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ) * .
يعنى : دنيا مزرعه ء آخرت و مكان تحصيل منافع آن سراى و ذخيرت است لهذا جمعى كه در زمين فكر علوّ مرتبت و سموّ قدر و رفعت در ميان عباد ندارند و متّقى و پرهيزكارند جنّت بواسطه ء ايشان مقرّر گردانيده فرمود كه :
عاقبت براى متّقيان و پرهيزگاران است .
اى عمر بدان كه من متقبّل ولايت أهل مداين نشدم مگر اينكه به نهج حضرت رسول جميل اقامت حدود الله از روى ارشاد و دليل نمايم و بمنهج آن حضرت و سيرت پسنديده سيّد البريّت در ميان ايشان سلوك فرمايم .