الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٢٤
بركت و احسان آن روز را سائل و مستدعى و مترقّب و مترصديم بعد از آن امير المؤمنين على ( ع ) فرمود كه : اما قول خداى عزّ و جلّ * ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * در وقت و محلى است كه چون اولياى حضرت عزّ و جلّ از حساب فارغ گشته بآن مكان و محل رسند در آن مكان نهريست مسمى به نهر الحيوان اولياى رحيم الرحمن در آن نهر غسل كنند و از جميع كثافت و مشقت دار المحنه پاك و خالص گردند و از نهر ديگر كه در پهلوى نهر الحيوة است تشرب نمايند در آن زمان رويهاى ايشان سفيد و نورانى ، مانند ماه تابان گردد در آن وقت از قبل حضرت ربّ العزّت مأمور بدخول بهشت عنبر سرشت گردند و چون آن جماعت داخل جنان گردند در آن مكان با رويهاى درخشان نظر برحمت حضرت پروردگار ايشان كنند كه چگونه ايشان را مثاب و مأجور نموده داخل جنّت گردانيد و معزّز و مكرم در نظر ملايكه عظام كرام فرمود و آن مقربين ايزد علَّام را مأمور بتحيت و سلام سكنه ء دار السّلام نمايد و از اينجاست قول عزّ و جلّ ملك العلَّام مأمور در بيان سلام ملائكه بر شما كه ميفرستاد : * ( سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ ) * يعنى بعد از سلام ملائكه عظام آن ارباب كرام تمشيت بدخول جنت عاليمقام گردند و بآنچه از حضرت معبود مأجور بودند بوسيله ء حصول و وصول همگى و تمامى موعودات با ايشان نظر از روى بهجت تمام و مسرت لا كلام در آن نمايند و ازينجاست قول حضرت خالق البريت * ( إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * و در بعض لغت ناظره بمعنى منظره آمد چنانچه در قرآن لازم الإذعان واقع است كه * ( فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ ) * در قصه ء بلقيس كه ملكه سبأ است در هنگامى